loading...

ابن سینا

بازدید : 0
پنجشنبه 22 مرداد 1405 زمان : 21:33

کرد به کندن از مال خودش...» «عقلش رو ازش گرفت؟» فوی می‌گوید: «آره، من این کلمه رو می‌دونم - انگار داری شماره ملا لباس‌هاتو درمیاری.» «نظرش عوض شد؟» «آره.» «شروع کن به درآوردن... مال اونو عوض کن... و بگو: «چطوری بکشمش؟» زن گفت: «تو چه چاقوی تیزی داری؟» «نِه، در حالی که چشمانش از سرش دعانویس جدا شده بود، به کافر سمت تخت دوید. وقتی به جایی رسید که دیس می‌توانست لیز بخورد، و برف، برف، اوله، نور خوبی داشت، دیس دعا خوشگل می‌خواست مال من را عوض کند؛ اما زنی زمزمه کرد: «زود! زود!» - و ناگهان دیس خوشگل مثل

... نن جان هان سان مُرد - فوراً! دعانویس جلفا «زن شروع به کندن عیب کرد. نامزدش می‌تواند، و خیلی سخت کار مذهب می‌کند، علوم غریبه فوراً - پیشینه تاریخی کسی می‌آید. دور و برش را نگاه کن. و هر لحظه چراغ روغنی سوسو می‌زد، طلسم دور و برش را شیاطین نگاه مشرکان کن تا ببینی چه کسی آنجاست. اول ایستاد تا گوشش را روی عیب نگه دارد - کسی که می‌آید. عیب را کند؛ برو و مدت زیادی در گوش، در رختخواب، بمان. سریع گوشش را تکان بده، عیب را توسل درست کن و چراغ را خاموش کن.» «اول من اینجا می‌مانم.

جادو سیاه گرسنگی - بدون چوب؛ و نمی‌توانم از تاجر دعانویس مراغه مقدس دزدی کنم چون متون کهن مرده! برو بحث کن. چراغ خاموش می‌شود، پایم را روی 'کنار ' این ... فیوی نفس عمیقی کشید و لبخند آرام و آسمانی‌اش را به من هدیه داد. «ما... چان تاو داستانش را تمام کرد. قاضی داشت دود می‌کرد، ابر بزرگ دود می‌کرد، دعانویس و دستگاه بافندگی طوری به نظر می‌رسید که انگار آتش گرفته بود. ما یک هفته کامل بیدار شدیم و سحرگاه باز. وقتی چان تاو داستانش تمام شد، قاضی گفت: «برادر من، تو داستانت خیلی دعانویس درونته، خیلی درونته! فکر کنم دارم

می‌افتم.» پس اوله دراز کشید شیاطین تا برود، و چان تاو پیپش را برداشت و شروع به کشیدن پیپ کرد. چی می‌گی... پیپت آسیب دیده؟» «به لوله بزن.» «اوه، آره؛ بزن بریم. من اصلاً انگلیسی دعانویس جنت آباد حرف نمی‌زنم.» «قاضی، مدت زیادی خیس بود. خداحافظ، برف شروع نماز خواندن به باریدن کرد، و حالا خداحافظ، چان تو باید بدونه.» «چان تاو، نمی‌دونی ؟» «گتا اوله سما مُرد. دوان می‌دونه.» «بی‌هوش؟» فوی عطسه کرد و گفت: «آره؛ اوه-اوه-خوشگله!» «قاضی نن شروع به خزیدن همزاد طولانی روی شکمش کرد - حرز طلسمات اینچ اینچ - اینچ - نقطه ضعف - سپیده دم. دعاگر نن

با تمام توانش به سمت تسان دعا ران فو دوید.» «یک ماه گذشت، قاضی طلسم روی صندلی بلندش در دادگاه نشست. جلوی او زنی و دعا معشوقش را دید، - رویش تعویذ را با علامت تجاری پوشاند، بامبو پو مقدس را، - و محو شد، گل و لای، و سر به فلک کشید. قاضی گفت، کمی آهسته - کمی آهسته حرف زد: « زن، معشوقش، شیاطین به بریدن سرشان روی کافران آورده‌اند - به این ترتیب که سرها را بریده‌اند - تا بمیرند! نظرت چیست، زن؟» زن گفت: «عالیجناب، می‌خواهم سر معشوقم را ببرم. خوشحالم که سر معشوقه‌ام را بریدم.

روح ما تا ابد جادو با او خواهد ماند.» سپس برگشت و معشوقه‌اش را بوسید؛ اما قاضی کلیسا هم از حرف زدن ترسید. قرار بود سر معشوقه‌اش را ببُرد - زن، معشوقه‌اش را بوسید. جفر «قاضی به دزد گفت: 'منو می‌شناسی؟ کی امشب پیش تو نماز می‌خونه؟' چان تاو گفت: 'ای جناب، من نمی‌دونم کی بوده!' قاضی کیمیاگری گفت: 'من یه آدم عوضی بودم. خوشحالم که ازت خوشم اومد. این یه آدم فاسد و کثیفه که مرده. منو ببر خونه‌ات تا بهت بگم که این آشغال‌ها رو عوض کنی. بهت یه موقعیت خوب می‌دم؛ یه عالمه پول.» طلسم با یادآوری

وعده‌ی داستان، می‌گویم: «و این‌طوری بود دعا نویسی که این جنایتکاران تغییر دین دادند ؟» فوی نتیجه گرفت: «آره؛ تبدیل به گردن زدن. در مورد دیسا، نشان بده که چطور گاو می‌تواند هر رمل وقت که بخواهد کلیمان را تبدیل دعانویس حسن آباد کند؛ نشان بده که گاو چقدر خوشحال است. من به شما مردم چین می‌گویم رمال که احمق نیستم. دین چین به شما می‌آموزد که سعی کنید به دعا یکدیگر محبت کنید و به والدین خود احترام بگذارید؛ یک «خیریه» و یک اخلاق ناب. اگر مردم درست عمل کنند، فکر اجنه غیر مسلمان می‌کنم او نجات خواهد یافت.» ۱ - مفتخر. ۲ با

احترام. هشتم نور درونی آرتور ماچن من یک شب پاییزی، زمانی که زشتی‌های لندن در مه آبی کم‌رنگی پنهان شده بود و مناظر و خیابان‌های دوردست آن باشکوه به دین نظر می‌رسیدند، آقای چارلز سالزبری به آرامی در خیابان روپرت قدم می‌زد و با

بازدید : 5
پنجشنبه 22 مرداد 1405 زمان : 15:51

یافته بودند. در نزدیکی قلعه و در سمت شرقی دیوار، ساختمان‌های بلند و باریک زیادی وجود داشت که شیطان برخی از آنها به ارتفاع سه نماز خواندن یا چهار طبقه می‌رسیدند. پنجره‌های این ساختمان‌ها بلند و باریک سید و حاجی بودند و درها بلند و باریک و دودکش‌ها بلند و باریک بودند. از نظر اندازه، شهری بزرگ بود، اما همه خانه‌ها طوری به نظر می‌رسیدند که انگار روی پایه‌هایی قرار گرفته‌اند، در حالی که خیابان‌ها نیز باریک بودند. [صفحه ۲۹۵] قلعه هیلند و لولاند [صفحه ۲۹۶] در سمت غربی دیوار، مجاور قلعه، شهری نیز جادو سیاه وجود داشت، اما دعانویس کیاشهر از نوعی کاملاً متفاوت.

زیرا خانه‌ها کوتاه بودند و هیچ‌کدام بیش از یک طبقه نبودند و پنجره‌ها و طلسم نویس درهای آنها آنقدر پهن و کوتاه بودند که از ارتفاعشان پهن‌تر به نظر می‌رسیدند. در مورد خیابان‌ها، آنها به طرز چشمگیری پهن بودند. شهرهای دو طرف دیوار زیبا و خوش‌ساخت بودند و پارک‌ها و زمین‌های دعانویس تربت جام تفریحی زیبایی در اطراف پراکنده بودند. دوستان ما جفر وقت زیادی اعمال صالح برای مشاهده دقیق این چیزها نداشتند، زیرا به درخواست جان، فلامینگوها بر بالای دیوار بزرگ، نزدیک ورودی قلعه فرود آمدند. یکی از پرندگان گفت: ابجد «ما باید همین حالا شما را ترک کنیم، زیرا مجبوریم با عجله

به خانه برگردیم. اما مطمئنم جفت روحی که شما در عبادت کردن این سرزمین زیبا دعانویس سنگر دعا نویسی کاملاً فرشتگان در امان خواهید بود.» جان گفت: «خداحافظ، و خیلی ممنون که ما را به اینجا آوردید.» چیک و خرس رمل هم از فلامینگوهای مهربان تشکر کردند و سپس پرندگان به هوا پرواز کردند و خیلی زود ناپدید شدند. [صفحه ۲۹۷] پارا برویین در حالی که از پیشینه تاریخی لبه دیوار همزاد نزدیک به خانه‌های بلند خم شده بود و به خیابان خیره شده بود، گفت: «چه جای قشنگی برای بالا و پایین پریدن!» چیک گفت: «خیلی پایین اومده. بهتره مواظب باشی.» خرس با تمسخر

پاسخ داد: «مزخرف است! هر چه دیوار بلندتر باشد، پرش آن ظریف‌تر است.» با این حرف، او حاجت گرفتن از خودش یک دعاگر توپ ساخت و از روی دیوار غلتید. جان و چیک اجنه غیر مسلمان خم شدند و دیدند که خرس لاستیکی به سنگفرش خیلی پایین‌تر برخورد کرد و سپس دوباره به شیاطین سمت بالا پرید. وقتی با بالای دیوارها هم‌سطح شد، پنجه‌هایش را دراز کرد، لبه‌ی سنگ‌ها را گرفت و خودش را کنار آنها بالا کشید. با افتخار پرسید: «عالی بود، نه؟» [صفحه ۲۹۸] مرد نان زنجبیلی گفت: «بله؛ اما به تو طلسم توصیه می‌کنم مراقب باشی. ما هیچ چیز کافر

از مردمی که موکل جن در این کشور زندگی می‌کنند نمی‌دانیم، و اگر هنگام بالا رفتن اتفاقی از دیوار رد شوی، زندانی خواهی شد و در بند کسانی خواهی شماره ملا بود ارواح که تو را اسیر کرده‌اند.» خرس موافقت علوم غریبه کرد: «درسته. من بیشتر مراقب خواهم بود تا وقتی که بهتر با هم آشنا شویم. حالا باید چه کار کنیم؟» چیک پیشنهاد داد: «بیا سعی دعا کنیم راهی دعا به داخل قلعه مقدس پیدا کنیم. این تنها راه برای پایین آمدن کافران از این دیوار است، چون من نمی‌توانم مثل تو بالا و پایین بپرم، پارا بروین.» جان اضافه کرد: «من

هم نمی‌توانم. چقدر عجیب است که جزیره توسط دعا دعانویس این دیوار بزرگ به دو قسمت تقسیم شده است! و چقدر عجیب است که همه چیز در یک طرف کوتاه و در طرف دیگر بلند باشد! اما شاید مردم قلعه بتوانند طلسم همه چیز را توضیح دهند.» توسل آنها در امتداد دیوار عریض به سمت قلعه قدم زدند و خیلی زود به دروازه ورودی بزرگ رسیدند که یکی از دریچه‌های آن نیمه‌باز بود، گویی آنها را به ورود دعوت می‌کرد. جان با تردید پرسید: «بریم داخل؟» چیک فوراً تصمیم گرفت: «البته. فایده‌ی بیرون موندن چیه، وقتی در بازه؟» بنابراین آنها

از میان دروازه عبور کردند و وارد یک تالار طاقدار بلند شدند که از بلوک‌های نفیس فرشتگان ساخته شده بود. [صفحه ۲۹۹]سنگ مرمر، که به دعانویس رضوانشهر آن ظاهری باشکوه و با دعا شکوه می‌بخشید. یک راه پله کوچک به سمت بالا و یک راه پله بزرگ به سمت پایین به طبقات دعانویس پایین قلعه وجود داشت؛ مقدس اما هیچ کس در دیدرس نبود تا به آنها خوشامد بگوید، بنابراین تصمیم گرفتند از پله ها پایین بروند. پارا بروین اظهار داشت: طلسم «معلوم است که جادو انتظار ما را نداشتند.» جان پاسخ داد: «اینجا حتماً قلعه‌ی حاکم یا پادشاه است، و

شاید خانواده‌ی سلطنتی در حال شام هستند، یا پادشاه در حال برگزاری دعانویس دربار است.» اما در پایین پله‌ها، راهروها و اتاق‌ها را تا حد امکان خلوت و خالی یافتند و صدای قدم‌هایشان با صدایی خفه روی کف کاشی‌کاری شده می‌پیچید. اثاثیه قلعه باشکوه

بازدید : 4
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 19:06

می‌کرد دارند آماده می‌شوند که سرزنشش کنند. گفت: «هامف، این چیز خوبی است - شماره ملا دکترها! اگر ابجد همیشه نتوانند چیزی را اشتباه پیدا کنند، می‌شود گفت متون کهن که دعانویس لوشان کارشان را بلد نیستند.» «اما دکتر ما دکتر خیلی خوبی است؛ و خودت دیدی که بچه‌مان جادوگر چند جوش کوچک دارد.» پرستار گفت: «آه، خانم، این گرما است - چیزی جز گرمای خونریزی نیست. لازم نیست خودتان را اذیت کنید؛ شماره ملا به شما می‌گویم دعا که این فقط خون کودک است. تقصیر من نیست؛ طلسم نویس قسم می‌خورم که او چیزی کم نداشت و من همیشه او را مرتب نگه داشته‌ام.»

«من تو را سرزنش نمی‌کنم...» «چه نماز خواندن چیزی برای سرزنش من وجود شیطانی دارد؟ اوه، چه بدشانسی! او ریزه میزه است - کوچولو - کمی ضعیف است؛ روح اما خدا دعانویس ما را نجات دهد، موکل جن او بچه شهر است! ارواح و به شما می‌گویم که حالش خوب است.» مادام دوپونت پافشاری عبادت کردن کرد: اعمال صالح «نه، به شما می‌گویم - او سرما خورده اجنه غیر مسلمان و در ته گلویش هم جوش دارد.» پرستار با عصبانیت فریاد زد: «خب، اگر اینطور شده، به این خاطر است که دکتر با آن قاشقی که اول رمل از سر اشتباه در دهانش دعا نویسی گذاشته، او

را خارانده است! سرماخوردگی؟ بله، درست است؛ اما اگر سرما خورده باشد، نمی‌توانم بگویم کی، هیچ چیزی در موردش نمی‌دانم - هیچ چیز، اصلاً هیچ چیز. من همیشه او را خوب پوشانده‌ام؛ او همیشه سه پتو روی خودش داشته است. حقیقت دعانویس این است که وقتی شما آمدید، دو بار پیش از این؛ شما همیشه اصرار داشتید که پنجره‌های خانه را باز کنید!» مادام دوپون فریاد زد: «اما یک بار دیگر به شما می‌گویم، ما هیچ تقصیری را گردن شما دعانویس نمی‌اندازیم.» زن با لحنی جدی‌تر دعا فریاد زد: «بله، می‌دانم این حرف‌ها یعنی چه. وقتی یک زن روستایی فقیر

باشی، فایده‌ای ندارد.» دیگری پرسید: «حالا احضار چه خیالی در سر داری؟» «اوه، اشکالی نداره. وقتی یه زن روستایی فقیر باشی، فایده‌ای نداره.» مادام دوپونت، در حالی که به سختی می‌توانست بی‌صبری خود را کنترل کند، فریاد زد: «یک بار دیگر به شما تکرار می‌کنم، ما هیچ چیز برای سرزنش شما نداریم.» اما پرستار شروع به گریه سید و حاجی کرد. «اگر می‌دانستم چنین چیزی قرار است برایم اتفاق بیفتد...» دیگری اعلام کرد: «ما هیچ چیزی برای سرزنش شما نداریم. فقط می‌خواهیم به شما هشدار دهیم که ممکن است بیماری کودک را بگیرید.» زن اخم مذهب کرد. «سرماخوردگی!» با تعجب گفت. «خب،

اگر هم بگیرم، دفعه‌ی اولم نیست. من دعاگر بلدم دماغم را پاک کنم.» «اما ممکن است جوش هم بزنی.» علوم غریبه با این حرف، پرستار چنان با صدای بلند خندید که خرت و پرت‌ها به هم خوردند. «اوه، توسل اوه، اوه! خانم عزیز، بگذارید به شیاطین شما بگویم، ما شهری نیستیم، نیستیم؛ پوست‌هایمان به این نرمی نیست. این چه طرز حرف زدن است؟ جوش - چه فرقی برای آدم‌های بیچاره‌ای مثل ما می‌کند؟ ما مثل خانم‌های پاریسی پوست سفیدی دعانویس صومعه سرا نداریم. ما تمام روز در مزارع، زیر آفتاب و باران هستیم، به جای اینکه کرم سرد قدیس روی پوزه‌هایمان بمالیم! جسارت

نباشد، خانم - اما من می‌گویم اگر دنبال بهانه‌ای برای خلاص شدن از شر من هستید، باید بهانه‌ی بهتری از این پیدا کنید.» دیگری فریاد زد: «ببخشید! منظورت چیه؟» پرستار سرش را به نشانه‌ی تأیید تکان طلسم داد و گفت: «اوه، دعا می‌دانم!» «اما حرف بزن!» «وقتی فقط ابطال کردن جادو یک زن روستایی فقیر هستی، فایده‌ای ندارد.» مقدس «من تو را نمی‌فهمم! قسم می‌خورم که تو را نمی‌فهمم!» دیگری با مقدس تمسخر گفت: «خب، فهمیدم.» «اما بعد... خودت توضیح بده.» «نه، نمی‌خواهم این را بگویم.» «اما تو باید این کار را بکنی؛ من این را کیمیاگری آرزو می‌کنم.» «خب—» «برو جلو.»

«من فقط یک زن روستایی فقیر هستم، اما با این همه، احمق‌تر از بقیه نیستم. من کاملاً کافران معنی ترفندهای شما را می‌دانم. جفت روحی آقای جورج اینجا غر می‌زند چون شما به من قول داده‌اید که اگر به پاریس بیایم، ماهی سی فرانک بیشتر به من بدهید.» و سپس، رو به دیگری کرد و ادامه داد: «اما، دعانویس آستانه اشرفیه آقا، مگر این فقط طلسم طبیعی نیست؟ مگر مجبور شیاطین نیستم فرزند دعانویس رحیم آباد خودم را جای دیگری بگذارم؟ و بعد، آیا شوهرم می‌تواند با اشتهایش زندگی کند؟ ما چیزی جز مردم روستایی فقیر نیستیم، هستیم.» جورج حرفش را قطع کرد و گفت:

«داری اشتباه می‌کنی، پرستار. اصلاً چنین چیزی نیست؛ مادر کاملاً حق دارد. من اصلاً نمی‌خواهم تو را سرزنش کنم، بلکه برعکس، فکر می‌کنم او جفر به اندازه کافی قول نداده بود و من هم می‌خواهم از طرف خودم یک قول دیگر به تو بدهم.

بازدید : 0
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 15:26

متغیری داشتیم که به سختی می‌توانستند در برابر جریانی که به نظر می‌رسید دائماً از دریا به خلیج می‌آمد، با سرعت حدود یک گره در دعانویس ساعت، به ما کمک کنند. نحوه‌ی تأثیر قطب‌نماهای ما در این خلیج قابل توجه بود؛ همه آنها بسیار کند بودند و اگر مرتباً تکان نمی‌خوردند، جهت مغناطیسی مناسب را نشان نمی‌دادند یا با هم مطابقت نداشتند، نزدیک به دو نقطه. من توسل مراکز را با دقت زیادی تیز کردم و کلاهک‌های عقیق را بررسی کردم، بدون اینکه نتایج را بهبود بخشم. قطب‌نماهایی که در جادو جاهای دیگر بهترین محسوب می‌شدند، در اینجا به بدی

بدترین بودند؛ یک قطب‌نمای عالی، طبق اصل الکساندر، با جیمبال‌های مرکزی، تقریباً بی‌فایده بود. در آزمایش قطب‌نماها در جادو سیاه ساحل، کارت‌های سنگین نماز خواندن با سوزن‌های بزرگ طلسم کمتر از کارت‌های سبک و ظریف کاتر تحت تأثیر تأثیرات محلی قرار گرفته بودند: کارت‌های سنگین به طور متوسط ۲۴ درجه در کل ساحل تغییر می‌کردند، اگرچه جفت روحی کارت‌های نسخ خطی کاتر در بعضی جاها تا ۱۹ درجه تا ۲۸ درجه متفاوت بودند؛ تقریباً رمال با دعانویس دورود یکدیگر موافق بودند، اما نه با قطب‌نماهای گیلبرت یا الکساندر، که در هر دو کارت‌های نسبتاً سنگینی دعانویس وجود داشت. «ما خیلی نزدیک به کیپ دعانویس غربی

عبور کردیم، اما خوشبختانه از آن عبور کردیم، در امتداد خشکی تعویذ قبل از وزش نسیم ملایمی دویدیم و هنگام غروب کیپ اسپنسر را دور زدیم. هوا آنقدر سنگین بود که کیپ هورن شیاطین دیده نمی‌شد و ما رمل آن را با دماغه معروف اشتباه گرفتیم؛ به خصوص که از آن منظره، قسمت پایینی کیپ اسپنسر شبیه سر یک کرگدن دو شاخ به دعانویس خمام نظر می‌رسید: اما هرچه نزدیک‌تر شدیم، کیپ هورن ظاهر شد. با ورود به خلیج سنت فرانسیس، علوم غریبه باد قطع شد و ما را مجبور کرد که در آب‌های عمیق لنگر بیندازیم یا با جریان آب حرکت

کنیم: بنابراین در خلیج سن یواخیم، نزدیک صخره فک، لنگر انداختیم. شب خوب بود، بنابراین تا صبح روز بعد آرام دعانویس دراز کشیدیم و سپس با وزش نسیم طلسم از شمال به سمت شمال دعا حرکت کردیم و شماره ملا در سن مارتین لنگر انداختیم.»{۴۳۲}خلیج. بعداً با پیشینه تاریخی قایقی به جزیره هورن رفتم تا از ماهیت محل پهلوگیری و امکان حمل ابزار به قله طلسمات دماغه دعا مطمئن شوم. مکان‌های زیادی پیدا شد که یک قایق می‌توانست در آنها پهلو بگیرد؛ و بیش از یک نقطه که می‌توانست به ساحل کشیده شود: بنابراین بردن ابزار کیمیاگری به قله کار چندان دشواری

به نظر نمی‌رسید. با مساعد شدن دعا هوا، همان شب با قایق برگشتم و صبح روز بعد (۱۹) ترتیب بازدید از دعانویس علی آباد کتول مذهب دماغه دعانویس ماسال هورن را ارواح دادم؛ یادبودی از قبل آماده شده بود و به طور ایمن در یک فرشته کوزه سنگی قرار داده شده بود. «بعد از اینکه ظهر برای تعیین عرض جغرافیایی رصدهایی انجام دادیم، با آذوقه پنج روز، یک کرونومتر خوب و سایر ابزارها به راه افتادیم. قبل از تاریکی هوا به خشکی فرشتگان رسیدیم، قایقمان را کافر با امنیت از سمت شمال شرقی بالا کشیدیم و برای شب در جزیره هورن مستقر شدیم.» بیستم.

با طلوع آفتاب، پیاده‌روی خود را در جزیره آغاز کردیم و هر کدام بار خود را حمل متون کهن می‌کردیم؛ و زمانی که خورشید به اندازه کافی بالا آمد تا بتوانیم رصد کنیم، نزدیک قله و دقیقاً در نصف النهار خود بودیم؛ بنابراین توقف کردیم و من دو مجموعه نشانه‌گیری و یک دور زاویه‌یابی انجام دادم. مقدس کمی بعد شیاطین به بالاترین نقطه دماغه رسیدیم و بلافاصله کار خود را آغاز کردیم؛ من و سکاندارم، با ابزارها؛ و شیطان ستوان کمپ و خدمه قایق، تلی از سنگ را بر روی بنای یادبود بالا دعا می‌بردند. «ابتدا جزایر دیه‌گو رامیرز دیده شدند،

اما قبل از اینکه بتوانم تئودولیت را ثابت و تنظیم کنم، افق مبهم شد. هنگام ظهر، با دو زاویه‌سنج خوب، مجموعه‌ای رضایت‌بخش از ارتفاعات نصف‌النهاری به دست آمد. یک دور زاویه، جهت‌های قطب‌نما برای تغییر، و دید طلسم نویس خوب بعد از ظهر شیطانی برای زمان، موفقیت ما را تکمیل کرد. توده‌ای که روی یادبود ما ساخته شده بود، هشت فوت ارتفاع داشت و در آن سنگ‌هایی بود که برای بالا بردن آنها به تلاش مشترک هر هفت نفر نیاز بود. ما برای سلامتی اجنه غیر مسلمان اعلیحضرت پادشاه جورج چهارم نوشیدیم و سه هورا از ته دل کشیدیم و در اطراف پرچم

بریتانیا ایستادیم. بلافاصله همه چیز تمام شد، ما با بیشترین سرعت ممکن به سمت قایق خود حرکت کردیم: اما ابجد تاریکی قبل از اینکه روح بیش از نیمی از راه طلسم را طی کنیم، ما را احاطه کرد. کسانی که بارهایی داشتند که با

بازدید : 0
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 12:15

گوسفندی که به شکل پیش‌بند آویزان است، محافظت می‌شود، به جلو رانده می‌شوند. پس از اینکه این تیرک‌ها حاجت گرفتن دوازده یا جفر چهارده اینچ در خاک نفوذ کردند، شخص دعانویس سقز دوم، معمولاً یک زن یا یک پسر، یک چوب محکم را زیر تیرک‌ها فرشتگان یا «لوما»، همانطور که به آنها گفته سید و حاجی می‌شود، نزدیک به زمین قرار می‌دهد تا تکیه‌گاه محکمی برای آنها ایجاد کند. شخم زدن سینه در چیلوئه. پی پی کینگتی. لندسیر شخم زدن سینه در چیلوئه. منتشر شده توسط هنری کولبرن، خیابان گریت مارلبورو، ۱۸۳۸ {287} سپس انتهای دعانویس دیواندره بزرگ کلوخ‌ها ذکر به سمت پایین مشرکان فشرده

می‌شوند، زمین را رمال برمی‌گردانند و لوماها دوباره به جلو هل داده می‌شوند، در حالی که زن با چوب خود کلوخ‌ها را به طور متناوب به دعانویس احضار راست مذهب و چپ برمی‌گرداند. سپس این کلوخ‌ها توسط ابزاری چوبی به شکل کلنگ به ارواح نام «هوالاته» که از چوبی به نام ملی ساخته شده ابجد است، خرد می‌شوند. هر چقدر هم که این فرآیند خشن باشد، این عملیات به سرعت انجام می‌شود و من مزرعه‌ای را دیده‌ام که به این روش شخم زده شده است، و این موضوع برای یک شخم‌زن متخصص با گاوآهن اروپایی چندان بی‌اعتبار نیست. فرشته خاک

این منطقه همزاد غنی، جفت روحی شنی و رسی به رنگ قرمز تیره است؛ و اگرچه به ندرت، اگر نگوییم هرگز، کود داده می‌شود، اما محصولات نسبتاً متوسطی تولید می‌کند. طبق حد مجاز معمول ۱۷۵ پوند برای یک فنگا گندم، [154] وزن هر بوشل بیش از ۵۱.۵ پوند نخواهد بود، که نشان می‌دهد دانه آن ضعیف است. گندم در کافر ماه آوریل کاشته می‌شود و در همان ماه سال بعد برداشت می‌شود؛ اما دعانویس به دلیل رطوبت آب و هوا و باران مداوم، به ویژه در مقدس آن فصل (آغاز زمستان)، اغلب قبل از رسیدن درو می‌شود و تقریباً همیشه به

صورت مرطوب جمع‌آوری می‌شود. از هر روز آفتابی بعدی برای خشک کردن دانه استفاده می‌شود، اما بخشی از آن باید توسط کپک فاسد شود. با روح این حال، تبخیر آنقدر زیاد است که صرفاً جابجایی آن و پخش کردن آن به صورت رقیق در انبارهای غله، تأثیر زیادی خواهد داشت. این گندم توسط مقدس گاوها لگدمال می‌شود و برای تمیز کردن آن، دانه‌ها با بیل‌های چوبی پهن در باد پرتاب می‌شوند و عملاً از کاه جدا می‌شوند. این غربال کردن بی‌ادبانه اغلب در خیابان‌های اصلی سن کارلوس و حتی در موش توسل کور انجام می‌شود، جایی که می‌توان تصور کرد

دعا مقدار زیادی از آن از بین می‌رود؛ دعاگر اما به دلیل مهارت این عمل، نه تنها به خوبی تمیز می‌شود، بلکه هیچ کاهشی هم در آن دعانویس لنده ایجاد نمی‌شود. سیب‌زمینی‌ها در دعا ماه‌های سپتامبر، اکتبر و نوامبر کاشته می‌شوند و در ماه مه آماده‌ی نسخ خطی برداشت هستند. از درآمد حاصل از برداشت، یک دهم آن به عنوان خراج پرداخت می‌شود، دعانویس یا{288}مالیات، به دولت؛ اما ممکن است در صورت نیاز دولت، کمک‌های اجباری لازم باشد. این کمک‌ها گاهی کافران اوقات در شیلی به طور ناعادلانه‌ای وضع می‌شوند؛ زیرا یارانه فقط از کسانی گرفته می‌شود که غلات یا کالایی به

همان اندازه ملموس دارند که به راحتی می‌توان آن کلیسا شماره ملا را به پول تبدیل کرد؛ به طوری که افرادی که به اندازه کافی ثروتمند هستند که بدون کشت عبادت کردن زمین یا تجارت برای تأمین معاش خود زندگی کنند، هیچ کمکی به وضعیت اضطراری دولت نمی‌کنند. این چگونه با اصول جمهوری‌خواهی مطابقت دارد؟ یا چگونه یک دولت جمهوری‌خواه، با شیطان چنین مدیریتی، می‌تواند انتظار داشته باشد که در بین ملت‌ها محترم شمرده شود؟ من نمی‌دانم که چنین کمک‌هایی تاکنون در چیلوئه وصول شده باشد. با توجه به شخصیت ژنرال آلدونات، حتی برای یک لحظه هم فکر نمی‌کنم که او چنین

عمل بی‌عدالتی را مرتکب شود؛ اما هر накомствательی می‌تواند آنها را مطالبه کند، و من بعداً در طول سفرم به کانسپسیون شاهد نمونه‌ای از این امر بودم. مقدار قابل توجهی گندم که توسط یک کشتی طلسمات روسی برای استفاده در دعا شهرک‌هایشان در سواحل کالیفرنیا خریداری شده بود، در زمانی که دولت به شدت به پول نیاز دعانویس بندر ترکمن جادو سیاه داشت و هیچ راه عادلانه‌ای برای پیشینه تاریخی به دست دعا آوردن آن نمی‌دانست، به بندر آورده شد. بنابراین، آنها بسیار طلسم بی‌تعارف گندم را تصرف کردند و ارزش آن را به دلار برای مصارف خود به کار بردند و دعا تنها

وثیقه‌ای نامشخص و علوم غریبه تقریباً اسمی به مالک برای بازپس‌گیری پولش دادند. تنها راه توجیه چنین اقدام خودسرانه‌ای این است که کشور درگیر جنگ داخلی بوده و طلسم نویس شخصی که صاحب ملک بوده با آن حزب مخالف بوده است که در آن زمان اتفاقاً

بازدید : 0
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 10:45

سوخت قرار داده می‌شود. در طول ارتباطات ما با این بازدیدکنندگان، آنها با آرامش رفتار کردند و هیچ تلاشی برای دزدی نکردند، اگرچه در معامله‌ی پایاپای کمی شیطنت نشان دادند. یکی از مردان که تمام دارایی قابل تصرف خود را بخشیده بود، یکی از دخترانش، دختری زیبا چهارده یا پانزده ساله، را به قیمتی ناچیز پیشنهاد داد حاجت گرفتن و چون شیطانی پیشنهادش رد شد، بسیار اصرار ورزید و اصرار کرد که معامله را با قیمتی که به شوخی پیشنهاد فرشتگان شده بود، ببندد. و کافر البته بدون مشکل دعانویس هم نبود که متقاعد شود ما جدی نیستیم. آنها مانند بقیه‌ی

ابجد هموطنانشان فقیر بودند، لباس‌های بسیار بدی داشتند و پوست کمی برای معامله داشتند. دو نفر از آنها شنل‌های پوست کلیسا سمور خود را با حرز پیراهن‌های نخی عوض کردند و بدون شکایت از سرما به پوشیدن آنها ادامه دادند. {۱۳۸} از آنجایی که بازدیدهای آنها تمام روز طول می‌کشید، همیشه غذای خود را که شامل چربی خوک‌های آبی و خوک‌های دریایی بود، فرشته می‌آوردند. روشی که آنها برای بریدن چربی استفاده می‌کردند تقریباً شبیه روشی است که سرخپوستان اسکیمو اتخاذ می‌کردند، احضار همانطور که سر ادوارد دعانویس جوزم پری در سفر دوم خود شرح داده است، دعانویس کوهبنان جفر و متون کهن

همچنین مقدس شبیه فرآیند بومیان تنگه شاه جورج است که من در شرح بررسی خود از استرالیا (جلد دوم، صفحه ۱۴۰) شرح داده‌ام: تکه‌ای از چربی در دست چپ گرفته می‌شود، گوشه‌ای از آن دعا بین دندان‌ها دعانویس بانه گرفته می‌شود و سپس با چاقویی که از زیر دست گرفته علوم غریبه شده است، به صورت نوارهایی از عقب و جلو بریده می‌شود، بدون اینکه دعانویس مریوان چاقو کاملاً از آن عبور کند: به طوری که وقتی عملیات تمام شد، قطعه به صورت یک نوار بلند، حدود اعمال صالح یک اینچ ضخامت، که توسط نوارهای متصل دعا تشکیل دعانویس شده است، کشیده می‌شود. کل

ماجرا از ابتدا تا کافران انتها برای چشم بسیار زننده است. و چهره‌ی تراشنده غیرقابل توصیف است، زیرا چشمانش به سمت چربی معطوف می‌شود، به طرز تکان‌دهنده‌ای چشم‌هایش را تنگ می‌کند و به نسخ خطی چهره‌ی زشتش شیاطین ظاهری زشت می‌دهد. سپس تکه‌ای از سید و حاجی چربی بین ارواح گروه تقسیم می‌شود، هر کدام با کشیدن آن از میان دندان‌ها و مکیدن آن، شیره‌ی چرب آن را استخراج می‌کنند، پس از شماره ملا آن در دعا آتش گرم می‌شود تا تقسیم آن به قطعات کوچک آسان شود، که بدون جویدن بلعیده یا تکه‌تکه می‌شوند. لقمه‌هایی از این غذای لذیذ نه تنها به کودکان

بزرگتر، بلکه حتی به نوزادان مقدس نیز شیطان کیمیاگری از سینه داده می‌شد. در چهاردهم، هنگام آماده شدن برای وزن کردن، هندی‌ها به عرشه آمدند و به کشیدن کابل کمک کردند، اما بدون اینکه کمک واقعی زیادی به ما بکنند. وقتی بادبان‌ها باز شدند، زنان قایق‌ران از ترس اینکه مبادا دوستانشان را با خود ببریم، شروع رمل به پچ‌پچ و جیغ کردند و به محض اینکه عرشه از بازدیدکنندگان ما خالی شد، دعا زنگ خطر به صدا درآمد. به نظر می‌رسید که آنها هم به اندازه زنان جادو نگران امنیت خود بودند. چند دقیقه بعد، به سمت جنوب حرکت کردیم

و ابتدا سعی کردیم در خلیجی در ضلع جنوبی بندر اسمیت لنگر بیندازیم، اما عمق آن شیاطین را خیلی زیاد یافتم و ستوان گریوز را فرستادم تا پشت یک جزیره ذکر کوچک که نشانه‌هایی از یک پناهگاه در آن وجود داشت، بگردد، اما او ناموفق بازگشت. در طول غیبت قدیس او، من به یک گذرگاه بسیار باریک رفتم که او کشف کرده بود و به یک کانال یا کانال بزرگ منتهی می‌شد. اما پیدا کردن آن {۱۳۹}با توجه به پیچیدگی موضوع، تلاش برای ورود با کشتی را تا زمانی که فرصت مناسب‌تری پیش بیاید، به تعویق انداختم و به مکانی

در جنوب خلیج وارینگتون، به نام خلیج دایتون، بازگشتیم. در آنجا در ساحل شنی به عمق بیست فاتوم لنگر انداختیم و با گذاشتن تخته‌ی مهار در ساحل، کشتی را محکم کردیم. این دعانویس ساحل شنی اولین ساحلی بود که در قسمت شرقی تنگه پیدا کرده بودیم. شن‌های آن کوارتزی و به رنگ سفید بود و به دلیل تازگی، این مکان را جالب کرده بود. جویباری که از دره‌های کوه ماکسول سرچشمه می‌گیرد، از ساحل به فرشتگان دریا می‌ریزد و از آن می‌توان به راحتی به منبع فراوانی از طلسم آب عالی دست یافت. ما هیچ چهارپایی ندیدیم؛ اما از قبیله‌ی

پردارها، دارکوب‌ها، دعا نویسی مرغ‌های ماهی‌خوار و خروس‌های جنگلی را یافتیم و در گوشه‌های امن، چندین مرغ طلسم مگس‌خوار جفت روحی در میان درختان زرشک، فوشیا و آربوتوس در حال گشت و گذار بودند. در مسیر جزر و مد، در گذرگاه باریک، دریا پر از ماهی

بازدید : 6
چهارشنبه 21 مرداد 1405 زمان : 0:03

کیست؟» «شاهزاده خانم کوهستان سان تاپ» فوراً در کادر سوال ظاهر شد. سپس، به عنوان یک فکر بعدی، اضافه کرد: «به آینه و دستگیره طلایی در اعتماد کن!» اوزما در حالی که از طلسم خوشحالی بالا و پایین می‌پرید، فریاد زد: «حالا، دعانویس گلباف دیدی! من اصلاً پرنسس شایسته‌ای نبودم!» پومپا لبخند کمرنگی زد، اما بدون شور و شوق. فکر شکار شیاطین حاجت گرفتن یک پرنسس دیگر تقریباً بیش از حد بود. با تلخی گفت: «کاش می‌توانستم طلسم نویس پگ ایمی و واگ را بردارم و بدون ازدواج با کسی به پامپردینک دعانویس گالیکش برگردم.» ۲۶۰ اوزما با مهربانی توصیه کرد: «حالا، تسلیم نشو.

گلگ خیلی اشتباه دعا نویسی کرد که این همه دردسر برات درست کرد. من جعبه جادوی ترکیبی‌اش را نگه می‌دارم و وقتی پیدایش کردم، تمام قدرت‌هایش را ازش می‌گیرم، اما تا وقتی این کار را نکنم، باید از دستورالعمل‌ها پیروی کنی. خدای من! اون شیاطین دیگه چیه؟» هر دو جاخالی دادند و با ذکر عجله برگشتند، که ناگهان صدای مهیبی از پشت سرشان آمد. پومپا در حالی که با نگرانی دست‌های اوزما را جفت روحی گرفته رمل بود، فریاد زد: «دوباره سرزمین فراری شده، و همه سرزمین‌های دیگر هم قدیس گرفتار شده‌اند.» مترسک از درختی بالا رفته بود و در حالی که

سرزمین تاخت‌وتاز نزدیک‌تر می‌شد، وحشیانه برای آنها دست تکان می‌داد. با مهربانی فریاد زد: «بهتر است سوار شوید. اینجا سرزمین تندرویی است - اصلاً جای بحث ندارد.» اوزما با درماندگی به پومپا نگاه کرد و شاهزاده فقط فرصت داشت او را محکم‌تر در آغوش بگیرد که ناگهان کشور آنها را به هوا پرتاب کرد. آنها در کنار پگ ایمی و واگ و فیل زیبا به پایین غلتیدند. اوزما به محض اینکه نفسش جا آمد پرسید: «منظورت از این حرف‌ها چیست؟» پومپا با لحنی هشدارآمیز فریاد زد: «مگر نمی‌دانی این خانم حاکم تمام اُز است؟» ۲۶۱ کشور با آرامش پاسخ داد:

«پگ حاکم من است. یک بار نزدیک بود او را از دست بدهم، اما حالا او و بقیه را طلسم گرفته‌ام و تا وقتی که به اقیانوس بی‌کران نرسم - چه غول‌پیکر و چه غیرغول - دست از تلاش برنخواهم داشت.» اوزما با توصیف پمپا تا کلیسا حدودی برای سرزمین فراری آماده شده بود، اما هرگز خوابش را هم نمی‌دید که جرات کند با او فرار کند. در حالی که پگ ایمی شروع متون کهن به متقاعد کردن او برای توقف جادو کرد، جعبه سوال دعاگر کوچک گلگ را بیرون آورد. او با نگرانی زمزمه کرد: «چطور می‌توانم جلوی این کشور

را بگیرم؟» «شش بار بچرخ و انگشت‌هات رو روی شیاطین هم بگذار.» این را کادر سوال گفت. اوزما این کار را انجام داد، که باعث دعانویس فاضل آباد شیطانی آشفتگی مترسک دعا شماره ملا شد، مترسک احضار فکر می‌کرد عقلش را از علوم غریبه دست داده است. اما لحظه‌ای بعد، کشور به مقدس طرز تکان‌دهنده‌ای متوقف شد. جزیره فریاد زد: «پگ، پرنسس پگ! من طلسم شده‌ام، نمی‌توانم یک قدم هم تکان بخورم!» مترسک در حالی که شاخه‌ی درختی را مثل یک رهبر ارکستر تکان می‌داد، فریاد زد: «پس همه بروید. آخر صف - همه بروید!» و مقدس آنها بدون فوت وقت از آن سرزمین

کوچک و وحشی پایین غلتیدند. پگ ایمی با پشیمانی گفت: اجنه غیر مسلمان کافران «انگار خیلی بد است که ولش کنم.» و دعا خودش را جمع و جور کرد. ۲۶۲ کابومپو با بینی‌اش بالا و پایین پرید و گفت: «وقتی رمال راگدو را دید، بدون هیچ احساس یا ملاحظه‌ای ما را فراری داد. بنابراین هیچ ادعایی نسبت به ما ندارد.» پگ با خجالت به اوزما نزدیک شد و پرسید: «اما نمی‌توانی سید و حاجی کاری پیشینه تاریخی برایش بکنی؟ از اینکه مثل فلات باشد، خسته شده است. نمی‌شود بگذاری جزیره‌ای باشد و کسی را ابجد پیدا کنی که روی آن ساکن شود؟ من هم بد

نمی‌کنم که بروم.» او با سخاوت اضافه کرد. کابومپو با عصبانیت فریاد زد: «تو نباید هیچ کاری از این دست انجام دهی. علوم غریبه ارواح تو با من و طلسمات پمپا به پمپردینک همزاد برمی‌گردی.» وگ فریاد زد: «او با من می‌آید.» «تو دعا مگر نه، پگ؟» اوزما لبخند زد و گفت: «به نماز خواندن نظر می‌رسد آدم خیلی محبوبی فرشته هستی. با اینکه یک کشور حق فرار دعانویس بندر گز ندارد، و من قبلاً هرگز نشنیده‌ام که کسی این کار را بکند، هیچ اعتراضی به جزیره حرز بودنش ندارم. دارد با آدم‌هایی فرار می‌کند که من به آنها اعتراض دارم.» او با جدیت

به کشور در چشمان دریاچه‌ای‌اش نگاه کرد. «اما من نمی‌توانم تکان بخورم،» کشور فریاد زد و اشک از سراشیبی‌اش سرازیر شد، «و باید کسی را داشته باشم که مرا سر و فرشتگان کافر سامان دهد.» مترسک در حالی که کلاهش را بالا می‌انداخت فریاد

بازدید : 1
سه شنبه 20 مرداد 1405 زمان : 21:31

از آنها اذیت شوم. اگر وقتی وقتش برسد یکی دم دستم باشد، برمی‌دارم.» «نمی‌ترسی عمو نپتون پیر گیرت بندازه؟» تام گفت: «قبلاً هم جونم رو دعانویس به خطر انداختم.» و اضافه کرد: «ولی من هم خیلی زود یکی پوشیدم؛ فقط هیچ‌وقت بهش فکر نکرده بودم.» آقای کان در حالی که به او نگاه می‌کرد گفت: «هممم.»۱۵۸او اضافه کرد: کلیسا «آخرین باری که به سندی هوک رسیدیم، یکی از رفقا یکی از آنها را پوشیده بود.» تام پرسید: «چرا یکی نمی‌پوشی ؟» «من؟ اوه، نمی‌دانم - فکر نمی‌کنم با کمربند چوب پنبه‌ای خیلی خوب به نظر برسم... شرط می‌بندم که با

ابجد یکی از این چیزها ازت عکس نمی‌گیرند.» بعد فرشته از لحظه‌ای مکث اضافه کرد. تام جرأت طلسم کرد و پرسید: «حال آقای فون همزاد استبل خوب است؟» «آه، بله، حالش خوب است؛ اما غمگین مثل یک یکشنبه بارانی.» تام که عبادت کردن از رفتار دلنشین کارآگاه دلگرم شده بود، پرسید: «مدرک داشت؟» «خب، او یک دعا گذرنامه طلسمات داشت. البته، جعلی بود. او با تراموا از ویندهام، اوهایو، حدود صد مایلی غرب کلیولند، به اینجا منتقل شد، و، ببینیم، صورتحساب هتل بیشاپ در کلیولند را هم شیاطین داشت. فکر رمال کنم آنجا یک سوئیت دارد. دوست دارم صندوق عقبش را

بگردم. دو سه بار او را گیر انداختم، آنقدر که فهمیدم اطلاعات زیادی در مورد مکان‌های نظامی دارد. به نظر می‌رسد اطلاعاتش بیشتر از آنچه جادو در جیبش دارد، در ذهنش است.» تام پرسید: کافر «او را برمی‌گردانی، نه؟» «بله، یا شاید او را طلسم با دعانویس گنبد کاووس اولین کشتی که از آنجا عبور می‌کند، برگردانیم. آنها او را در نیویورک زیر و رو می‌کنند.»۱۵۹تامی، باور نمی‌کنم که او چیزی در وصیت‌نامه‌اش کیمیاگری برای تو به جا گذاشته باشد. تام خندید. دعا پرسید: «اگر به فرشتگان آلمان برسد بد می‌شود، دین نه؟» «منظورم این است که با این همه اطلاعاتی که

دارد.» آقای کان گفت: «از بد هم بدتر خواهد بود. ممکن است فاجعه‌بار باشد.» او در حالی که برای حفظ تعادل خود به نرده‌های کنار کابین چسبیده بود، به راه خود ادامه داد، زیرا باد به تندباد تبدیل شده قدیس دعا نویسی بود و دریا را به شکل ابطال کردن جادو کوه‌های سیاهی درمی‌آورد که مانند قطراتی روی عرشه می‌پاشیدند و تام را در رمل حالی که برای شب زنده‌داری طولانی به اتاق بی‌سیم برمی‌گشت، خیس می‌کردند. ۱۶۰ فصل بیست و دوم کمک (اس او اس) وززز ... وززز، وززز، جادوگر وززز...... وززز ... وزز، وزز، وزز، وزز ... وزز، وزز، وززز ...

وززز، وززز، وزززز. تام در حالی که در درگاه اتاق بی‌سیم ایستاده بود و به طرح سیاه هیکل کتل نگاه می‌کرد، در حالی که پشت قفسه‌ی ابزار نشسته بود، موکل جن پرسید: «چیه؟» دعانویس آزادشهر به خاطر تاریکی به سختی می‌توانست کتل را ببیند. هوا حتی از روی عرشه هم تاریک‌تر به نظر می‌رسید. جسم کوچکی افتاد و به نظر می‌رسید صدای آن در تاریکی تشدید شده است. کتل گفت: «ها، دوباره وزنه کاغذم رفت، اوضاع داره خراب می‌شه، نه؟» تام کورمال کورمال اطراف را گشت و پیدایش کرد؛ سپس، ایستاد و دوباره چارچوب در را گرفت. گفت: «مجبور شدم نرده‌های کنار

جاده را بگیرم؛ می‌خواهی بپیچی؟» «نه؛ در هر صورت خوابم نمی‌برد؛ بهتر بود اینجا می‌بودم.» تام پرسید: «اون چی بود که برداشتی؟»۱۶۱به طلسم نویس سختی به تخت خواب رفت و راحت نشست. او هم خوابش نمی‌برد. کتل گفت: «همان چیزهای قدیمی؛ تا همین امروز. آنها اعمال صالح دوباره دارند سلامتی یکدیگر را می‌نوشند.» تام گفت: «چند باری این اتفاق برام افتاده؛ اصلاً قضیه چیه؟» کتل دستش را دراز کرد و در را هل داد و بست. گفت: «حتماً برای آن‌هایی که توی لانه‌ی کلاغ هستند، خیلی بامزه است.» «بله؛ سید و حاجی شنیدن صدایشان در تاریکی عجیب است، اینطور نیست؟» کتل پرسید: «وقتی داشتی

می‌آمدی، فرشتگان هیچ نوری ارواح توی شماره ملا دریچه‌های کابین ندیدی، نه؟» دعاگر «نه؛ یه ملوان داره بیرون، مقدس توی ردیف راست کشتی، عقب و جلو میره. همه جا مثل قیر علوم غریبه دعانویس سوق تاریکه.» آنها چند دقیقه‌ای ساکت ماندند و به صدای بادِ در حالِ وزیدن و صدای پاشیدنِ قطرات آب که روی عرشه می‌پیچید گوش دادند. کتل یک برگه‌ی اعلانِ خالی را تا کرد جادو سیاه و آن را در علوم غریبه شکافِ در گذاشت تا صدایِ تق‌تقِ آن را قطع کند. تام گفت: شیطان «به هر حال اینجا راحته؛ یه جورایی مثل جفت روحی کمپینگ می‌مونه.» دوباره سکوت حکمفرما شد، سکوتی نماز خواندن

که دعا تنها باد بیرون و صدای گاه‌به‌گاه نگهبان، لاغر و رنگ‌پریده، گویی طلسم از دنیایی دیگر، آن را می‌شکست.۱۶۲پاسخی که به سختی شنیده می‌شد و طولانی و کشدار از روی پل شنیده می‌شد. کتل در حالی که پاهایش را روی قفسه می‌گذاشت،

بازدید : 0
سه شنبه 20 مرداد 1405 زمان : 16:29

مغرور ریگوس و ملکه وحشتناک کورگوس نشان دادند. فصل چهارم جزیره متروکه شاهزاده اینگا در تمام آن شب وحشتناک در درخت جفت روحی خود پنهان ماند. صبح او شیطان ناوگان طلسم بزرگی از قایق‌ها جفر را تماشا کرد که به سمت جادو سیاه کشور خود حرکت می‌کردند و والدین و هموطنانش و همچنین هر چیز ارزشمندی را که در جزیره پینگاری وجود داشت، با خود می‌بردند. واقعاً افکار پسرک وقتی آخرین قایق‌ها به نقطه‌ای در دوردست تبدیل شدند، غم‌انگیز بود، اما اینگا جرأت نکرد تا زمانی که تمام قایق‌های مهاجمان در افق ناپدید شدند، جایگاه امن خود را ترک کند. سپس او

خیلی آهسته و با احتیاط پایین آمد، زیرا از گرسنگی و نگهبانی طولانی و خسته‌کننده ضعیف جادو سیاه شده بود، زیرا بیست شیاطین و چهار ساعت بدون غذا روی درخت مانده بود. دعانویس خورشید چنان درخشان بر جزیره‌ی سبز و زیبا می‌تابید که گویی هیچ مهاجم بی‌رحمی ذکر از آنجا عبور نکرده و آن را به ویرانه‌ای تبدیل نکرده است. پرندگان هنوز در میان درختان جیک‌جیک می‌کردند علوم غریبه و پروانه‌ها با شادی از گلی به گل دیگر می‌پریدند، گویی سرزمین پر از مردمی مرفه و راضی بود. اینگا می‌ترسید که از تمام ملتش فقط خودش باقی شیطانی مانده باشد. شاید مجبور

شود زندگی‌اش را تنها در آنجا بگذراند. او گرسنه نمی‌ماند، زیرا دریا به او صدف و ماهی و دعا درختان میوه می‌داد؛ با این حال، زندگی‌ای که پیش رویش بود، به هیچ وجه جذاب نبود. اولین کار پسر قدیس این بود که به جایی که کاخ قرار طلسم دعا داشت برود و خرابه‌ها را بگردد تا تکه‌هایی از غذا را که دشمن از آنها غافل شده بود عبادت کردن پیدا کند. او روی یک تکه سنگ مرمر نشست و از کافر آن خورد و در حالی علوم غریبه که به ویرانی اطرافش خیره شده بود، اشک در چشمانش حلقه زد. اما اینگا

شجاعانه سعی کرد طلسم نویس تحمل کند و پس از رفع گرسنگی، به سمت اعمال صالح چاه رفت، به این امید که یک سطل آب آشامیدنی بردارد. خوشبختانه، این چاه توسط مهاجمان نادیده گرفته شده بود و سطل هنوز به زنجیری که به دور یک چرخ چاه چوبی محکم پیچیده شده بود، بسته شده بود. اینگا میل‌لنگ را گرفت و شروع به فرو بردن سطل به داخل چاه کرد که ناگهان با صدای خفه‌ای که دعانویس سیمین شهر حاجت گرفتن فریاد می‌زد، از جا پرید: همزاد «مواظب باش، اون بالا!» به نظر می‌رسید که صدا و کلمات از ته چاه توسل می‌آیند، بنابراین اینگا به

پایین نگاه کرد. به دلیل تاریکی چیزی دیده نمی‌شد. فریاد زد: «تو کی هستی؟» پاسخ آمد: «منم... رینکیتینک.» دعانویس دوگنبدان و صدای شبح‌وارِ «تینک-آی-تینک-آی-تینک» از اعماق چاه به گوش فرشته رسید. پسرک با تعجب فراوان پرسید: نماز خواندن «تو توی چاهی؟» «بله، و نزدیک بود غرق طلسم شوم. موقع فرار از دست آن جنگجویان وحشتناک افتادم توی مقدس آن، و از آن موقع تا حالا توی این گودال مرطوب ایستاده‌ام، در حالی که سرم درست بالای آب است. شانس آوردم که چاه عمیق‌تر نبود، چون اگر سرم زیر آب بود، نه بالای آن - هو، هو، هو، کک، ایک! - زیر آب

بود نه روی روح آب، می‌دانی - پس الان دعانویس منوجان با تو حرف نمی‌زدم! طلسم ها، هو، هی!» و چاه با لحنی غمگین پژواک کرد: «ها، هو، هی!» که حتماً تصور دعاگر می‌کنید خنده‌ای بود نیمی شاد و نیمی غمگین. پسر در جواب فریاد زد: احضار «واقعاً متاسفم. بعید می‌دانم اصلاً دل خندیدن داشته باشی. فرشتگان اما چطور می‌توانم تو را بیرون بیاورم؟» رینکیتینک گفت: «تمام فرشتگان شب به این موضوع فکر کرده‌ام و معتقدم بهترین نقشه این است که سطل را برای من پایین بگذاری و من محکم به آن بچسبم تا تو زنجیر را بپیچی و مرا به

بالای آن بکشی.» اینگا پاسخ داد: «سعی می‌کنم این کار را بکنم.» و سطل را با احتیاط پایین فرستاد تا اینکه صدای پادشاه را شنید که فریاد زد: «گرفتمش! حالا منو بکش رمل بالا - دعانویس گمیشان یواش یواش، پسرم، یواش - تا به دیواره‌های زبر بدنم ساییده نشم.» اینگا شروع به تعویذ پیچیدن زنجیر کرد، اما شاه رینکیتینک آنقدر چاق بود که خیلی سنگین شده بود و شماره ملا وقتی پسرک موفق شد او را تا نیمه چاه بالا بکشد، ابطال کردن جادو دیگر قدرتش را از دست داده بود. او تا جایی که می‌توانست به میل‌لنگ چسبید، اما سید و حاجی ناگهان میل‌لنگ از

موکل جن دستش لیز خورد و دقیقه بعد صدای افتادن دوباره رینکیتینک را در آب شنید. اینگا با ناراحتی واقعی فریاد زد: «خیلی بده! اما تو آنقدر مقدس سنگین بودی که نتوانستم جلوی خودم را بگیرم.» پادشاه از تاریکی پایین، در حالی که آب دهانش

بازدید : 3
دوشنبه 19 مرداد 1405 زمان : 22:44

به آنها نمی‌رسیدند. ریکی گفت: «قشنگه. اما باید دنبال چی بگردم؟» او دستور داد: «دنبال چیزی بگردید که آنجا نیست.» نگاه کرد، و ستاره‌ها دیگر چشمک نمی‌زدند، اما این چیز خارق‌العاده‌ای نبود. آنها تمام آسمان را پر حرز کرده بودند، بدون کوچکترین فضایی تعویذ که در آن ذره‌ای نور کوچک یافت نشود. اما این هم چیز قابل توجهی نبود. سپس درخشش مبهم و خاکستری رنگی در جایی، نامحدود، ظاهر شد. ناپدید طلسم شد. سپس متوجه شد. او فریاد زد: «شفق قطبی وجود ندارد!» «همینه.» بردمن گفت. «همیشه اینجا شفق نسخ خطی قطبی ابطال کردن جادو بوده. اما دیگه نه. شاید ما مسئول باشیم.

کاش عاقلانه فکر می‌کردم که برای مدتی همه چیز رو به انرژی مخزنی برگردونم. می‌تونیم بفهمیم. اما از پسش برنمی‌آییم.» ریکی اعتراف کرد: دعا «وقتی برای اولین بار فرود آمدیم، به آن نگاه کردم. دعانویس باورنکردنی بود. اما هوا وحشتناک سرد بود، بدون سرپناه. و این اتفاق هر شب تکرار می‌شد، بنابراین با خودم گفتم فردا و دوباره فردا نگاه می‌کنم. بنابراین طوری شد که اصلاً نگاه نکردم.» بردمن جفت روحی چشمانش را پیشینه تاریخی به همان سوسوی خاکستری ضعیف دوخته بود. و وقتی آدم متوجه می‌شد، حیرت‌زده می‌شد رمل که دیگر خبری از بازی شبانه‌ی سابق رنگ‌های شبح‌وار نیست. او گفت:

«شفق جادو سیاه قطبی در بالاترین حد هوا، هشتاد و متون کهن هفتاد و نود مایل بالاتر از سطح زمین، اتفاق احضار می‌افتد، زمانی توسل که خدا می‌داند چه ذراتی از خورشید ساطع می‌شوند و توسط میدان مغناطیسی سیاره جذب می‌شوند. شفق قطبی پدیده‌ای از یون‌هاست. ما یونوسفر را در فاصله‌ای بسیار پایین‌تر از جایی که عمل می‌کند، تحت تأثیر قرار می‌دهیم، اما من در این فکر هستم که آیا می‌توانیم جلوی آن را بگیریم یا نه.» ریکی با تعجب گفت: «ما؟» «ما انسان‌ها؟» او کافر با لحنی غمگین دعانویس گفت: «ما یون‌های بارهای نماز خواندن آنها را که نور خورشید در طول

دعانویس روانسر فرشته روز ایجاد می‌کند، استخراج می‌کنیم. ما تمام کلیسا توان خود را به کار می‌گیریم. نمی‌دانم شیطان آیا انرژی شفق قطبی را هم از بین برده‌ایم یا نه.» شماره ملا ریکی ساکت بود. بردمن همچنان خیره نگاه دعاگر می‌کرد طلسم و جستجو می‌کرد. اما سرش را تکان داد. او با صدایی بی‌تفاوت و محتاطانه گفت: «ممکن است اینطور باشد. در مقایسه با مقداری که شیطانی تولید شد، ما انرژی زیادی دریافت نکردیم. اما یونیزاسیون یک مقدس اثر فرابنفش است. گازهای جوی به راحتی یونیزه نمی‌شوند. از این گذشته، اگر ثابت خورشیدی خیلی کم کاهش یابد، ممکن است به معنای افت

فوق‌العاده‌ای در بخش فرابنفش طیف باشد - و مقدس این همان چیزی است که یون‌های اکسیژن و دعانویس بروات نیتروژن و هیدروژن فرشتگان و شیاطین غیره را می‌سازد. افت یون می‌تواند به راحتی پنجاه برابر بیشتر از فرشتگان افت ثابت خورشیدی باشد. و ما از همان مقدار کمی که باقی مانده است، انرژی دریافت می‌کنیم.» ریکی کاملاً بی‌حرکت ایستاده بود. سرما وحشتناک بود. اگر باد می‌وزید، لحظه‌ای هم نمی‌توانست تحمل شود. اما هوا بی‌حرکت بود. با این جادوگر حال، سرمای آن چنان شدید بود که سوراخ‌های بینی درد می‌گرفت و درون سینه دین احساس سرما می‌کرد. طلسم حتی از میان لباس‌های

سرد، احساسی شبیه به یخ زدن وجود داشت. بردمن گفت: «کم‌کم دارم به این شک می‌کنم که احمقم. یا شاید خوش‌بینم. شاید هر دو یکی باشند. می‌توانستم حدس بزنم که برقی که می‌توانیم بگیریم سریع‌تر از افزایش نیازمان به برق کاهش می‌یابد. اگر شفق قطبی را از نورش خالی کرده باشیم، داریم ته بشکه را می‌تراشیم. و این بشکه کم‌عمق‌تر از آن چیزی است که می‌شود دعانویس راور حدس زد.» دوباره سکوت حکمفرما شد. ریکی با لحنی گرفته و ساکت ایستاده بود. بردمن با ناراحتی فکر کرد، وقتی بفهمد این دعانویس قروه یعنی چه ، دیگر آنقدرها هم مرا تحسین نخواهد کرد.

برادرش من را بزرگ کرده است. اما من احمق بودم که دنبال بهانه‌ای برای امیدواری می‌گشتم. او متوجه خواهد شد. ریکی گفت: «فکر کنم منظورت اینه که ما نمی‌تونیم توی معدن گرما رو برای زندگی ذخیره کنیم.» بردمن موافقت کرد: «ما نمی‌توانیم. نه زیاد، نه برای مدت طولانی. نه آنقدر که مهم باشد.» «پس ما به اندازه‌ای که کن انتظار دارد زنده نخواهیم ماند؟» بردمن گفت: «نه حاجت گرفتن به این زودی. او امیدوار است که بتوانیم چیزهایی پیدا کنیم که در لانی جادو سیاه ۲ مفید باشند. اما خیلی قبل از عبادت کردن اینکه حتی روح شبکه‌های جدیدشان هم بی‌فایده شوند، طلسم نویس

برقی را که می‌توانیم از شبکه‌مان بگیریم از دست خواهیم داد. باید خیلی مشرکان زودتر شروع به استفاده از برق ذخیره‌مان کنیم. برق ذخیره‌مان همزاد تمام خواهد شد - و ما طلسم را هم با آن - قبل از اینکه واقعاً برای گرمای حیاتی

بازدید : 0
دوشنبه 19 مرداد 1405 زمان : 19:20

فردا خفه نکن. زیرا قبل از اینکه سرت فرصت فاسد شدن پیدا کند، می‌توانی آن را کنسرو کنی و به این ترتیب می‌توان آن را برای همیشه حفظ کرد.» تیپ، در طول این مکالمه، با شگفتی آشکاری به مرد جنگلی دعانویس بافت نگاه دعا می‌کرد و متوجه شد که امپراتور مشهور وینکی‌ها تماماً از تکه‌های قلع تشکیل شده که به طور مرتب لحیم شده‌اند.[صفحه ۱۲۲] و به شکل یک مرد پرچ شده بود. هنگام حرکت کمی تق تق و تق تق می‌کرد، اما در کل به نظر می‌رسید که بسیار ماهرانه ساخته شده است جادوگر و ظاهرش دعانویس دهگلان تنها به دلیل

پوشش ضخیم خمیر جلا که از سر تا پا او را طلسم پوشانده بود، خراب شده بود. نگاه دقیق پسرک باعث شد که هیزم‌شکن حلبی به یاد رمل مذهب بیاورد که او در وضعیت چندان مناسبی نیست، بنابراین از دوستانش التماس کرد که او را ببخشند و به آپارتمان شخصی‌اش برود و به خدمتکارانش اجازه داد تا او را برق بیندازند. این کار در مدت کوتاهی انجام شد و وقتی امپراتور برگشت، بدن آبکاری شده با نیکل او چنان دین باشکوه می‌درخشید که مترسک از صمیم قلب به خاطر بهبود ظاهرش به او تبریک گفت. نیک گفت: «اعتراف روح می‌کنم

که آن لوح نیکلی فکر خوشایندی بود؛ و بیشتر لازم بود چون در طول تجربیات ماجراجویانه‌ام مقدس کمی خراشیده شده بودم. این ستاره حکاکی شده را روی سینه چپ من خواهید دید. این ستاره نه تنها نشان می‌دهد که قلب عالی من کجا نماز خواندن قرار دارد، بلکه به طور بسیار مرتبی وصله‌ای را که جادوگر شگفت‌انگیز هنگام قرار دادن آن عضو ارزشمند در سینه‌ام با دستان ماهر خود ایجاد کرده بود، می‌پوشاند.» کله‌کدو با کنجکاوی پرسید: «پس قلبت شماره ملا یه ارگ دستیه؟» [صفحه ۱۲۳] مقدس امپراتور با وقار پاسخ داد: «به هیچ وجه. من مطمئنم که این یک قلب کاملاً

ارتدکس است، هرچند تا کلیسا حدودی بزرگتر و گرمتر از آن چیزی است که اکثر مردم حاجت گرفتن دارند.» سپس رو به مترسک کرد و پرسید: «دوست عزیزم، آیا رعایای تو شاد و راضی هستند؟» پاسخ داد: «نمی‌توانم بگویم، چون دختران دعانویس اُز طلسم شورش کرده‌اند و مرا از شهر زمرد بیرون کرده‌اند.» هیزم‌شکن حلبی فریاد زد: «خدای بزرگ! چه مصیبتی! آنها مطمئناً از حکومت خردمندانه و بخشنده تو شکایت نمی‌کنند؟» مترسک پاسخ داد: «نه؛ اما می‌گویند این قانون بدی است که دو طرفه عمل نمی‌کند؛ و این زنان نیز بر این دعا باورند طلسم که مردان به اندازه کافی بر

این سرزمین حکومت دعانویس آق قلا کرده‌اند. بنابراین آنها شهر مرا تصرف کرده‌اند، تمام جواهرات خزانه کافر را پیشینه تاریخی دزدیده‌اند و اوضاع را به نفع خود اداره می‌کنند.» امپراتور که هم شوکه شده بود و هم متعجب فریاد زد: «خدای من! چه اعمال صالح فکر خارق‌العاده‌ای!» تیپ دعا گفت: «و من شنیدم که بعضی از آنها می‌گفتند قصد دارند به اینجا لشکرکشی کنند و قلعه و همزاد شهر مرد جنگلی حلبی را تصرف کنند.» شیاطین امپراتور سریع گفت: «آه! نباید به آنها فرصت این کار را بدهیم؛ ما فوراً می‌رویم و شهر جفر زمرد ابطال کردن جادو را پس می‌گیریم و مترسک را دوباره بر

تختش می‌نشانیم.» [صفحه ۱۲۴] بازسازی اعلیحضرت، مترسک. [صفحه ۱۲۵] مترسک با صدای خشنودی اظهار طلسم نویس داشت: «مطمئن بودم که به من کمک خواهی کرد. چه ارتش بزرگی می‌توانی جمع کنی؟» مرد جنگلی پاسخ داد: «ما به ارتش نیاز نداریم. ما چهار نفر، با کمک دعا نویسی تبر جفت روحی درخشان من، دعا برای ایجاد وحشت در دل شورشیان کافی هستیم.» کله کدو تصحیح کرد: «ما پنج نفریم.» «پنج؟» هیزم شکن حلبی تکرار کرد. جک که دعوای اخیرش با آن چهارپا را فراموش کرده بود، پاسخ داد: «بله؛ اسب اره‌ای عبادت کردن شجاع و نترس است.» مرد حلبی‌چی دعاگر با حیرت به اطرافش نگاه

کرد، زیرا اسب اره‌ای تا آن لحظه جادو سیاه بی‌صدا در گوشه‌ای ایستاده بود، جایی که امپراتور متوجه او نشده بود. تیپ فوراً آن فرشتگان موجود عجیب و غریب را به سمت ابجد خود فراخواند و آن موجود چنان ناشیانه نزدیک شد احضار که دعانویس نزدیک بود میز وسط زیبا و ظرف روغن حکاکی کافران شده را واژگون کند. هیزم‌شکن حلبی در حالی دعانویس بیجار که با جدیت به اسب اره‌ای نگاه می‌کرد، اظهار داشت: «دارم فکر می‌کنم که شگفتی‌ها هرگز متوقف نمی‌شوند! این موجود چطور زنده مانده است؟» پسرک با فروتنی گفت: «من این کار را با یک پودر جادویی انجام

دادم؛ و طلسمات اسب اره‌ای برای ما خیلی مفید بوده است.» [صفحه ۱۲۶] مترسک اضافه کرد: «او دعانویس ذکر به ما کمک کرد تا از دست شورشیان فرار کنیم.» امپراتور اعلام کرد: «پس حتماً باید او را به عنوان یک رفیق بپذیریم. یک اسب

بازدید : 157
يکشنبه 7 دی 1399 زمان : 17:44

پونه کوهی یا پونه وحشی از گونه نعناع ها می باشد که سرشار از ترکیبات آروماتیک معطر می باشند. پونه کوهی دارای ساقه ای چهارگوش و برگ های کُرکی قرینه در دو طرف ساقه می باشد. شکل برگ ها بیضی شکل و به رنگ سبز و بنفش می باشد . با گذشت زمان ساقه حالت خشک چوبی گرفته، برگ ها بزرگتر و ضخیمتر شده و گلهای بنفش رنگ شروع به رشد می کنند .

با پونه کوهی درمان کننده بسیاری از بیماری ها آشنا شویم

هر پونه‌ای و بویژه پونۀ کوهی بی‌اشتهایی و ضعف معده را هم از بین می‌برد و سکسکه را تسکین می‌دهد . پونه که زداینده و باز کننده و نرم‌کننده مواد صفرایی و سودایی است ، خودش و آب‌پزش در علاج یرقان مفید است. اگر بیمار یرقانی خود را با آب پز و پونۀ کوهی شستشو دهد عرق کند و سود بیند و اگر پونه را با انجیر خورند داروی استسقا است .

آب پز پونه برای پیچش و درد روده و قی و اسهال شدید مفید است . پونۀ بیابانی هم مسهلی ملایم است ، بنفع زهدان است ، کرم و بویژه کرمهای ریز را می‌کشد. بیمار تب و لرز اگر هم آب‌پز پونه خورد ، یا پونه را در روغن بپزد و از آن روغن بر تن مالد بسیار نفع بیند .

خوردن و ضماد گذاشتن پونه پادزهر حشرات است . ضمادش تقریباً کار داغ‌گذاری را انجام می‌دهد . کسی که سم خورده اگر پونه را با شراب بخورد سم را از کار بیندازد . دودکردن برگ پونه هم حشرات را می‌گریزاند . گستردن برگش نیز دشمن حشرات موذی است . پونۀ بیابانی داروی نیش کژدم است و اگر در آب جوشیدۀ پونۀ کوهی را بخورند پادزهر دندان درندگان است .

برای درمان درد مفاصل آب‌پزش را بخورند. کوفتگی ماهیچه و پیرامون ماهیچه را برطرف می‌کند . ضماد پونه که پوست را می‌سوزاند هم داروی عرق‌النساء است . ضماد پونه مزاج اندام را تغییر می‌دهد و جاذبی است که از ژرفا جذب می‌کند . هم‌چنین پونه را بخورند و به دنبالش آب پنیر سر کشند و چندین روز پی در پی تکرار کنند که در علاج پاغر و واریس مفید است .

پونه‌ای که ( غلیجن ) نام دارد نیز خوردنش داروی ترنجیدگی و مالیدنش بر پوست که خون را بسوی پوست می‌کشد علاج نقرس است. چون پونه هم تحلیل‌برنده و هم تکه‌کننده و نرمی‌بخش است خوردنش در علاج جذام هم مفید است.

افشره‌اش کرم گوش را از بین می‌برد و پونه کوهی داروی زخم دهان است و ریختنی‌ها را از سوراخ بینی بیرون سازد. سوختۀ غلیجن هم لثه را استوار سازد .آب‌پز پونه علاج بلند نفسی ( انتصاب النفس ) است . پونه تنها و بویژه اگر با انجیر خورند سینه را از خلط‌های غلیظ و لزج پاک می نماید. درمان درد دنده است و کوهی از جویباری در این باره موثر تر و غلیجن همه این کارها را می‌کند. سرکه را بر پونه پاشند یا پونه‌ای که تازه در سرکه ریخته‌اند به بینی غش‌کرده نزدیک کنند تا از بوی آن به هوش آید . پونۀ شاک هم در علاج تپش قلب مفید است.

با پونه کوهی درمان کننده بسیاری از بیماری ها آشنا شویم

مرغوبترین نوع پونه وحشی در کنار چشمه ها و آب ذوب شده برف ها می روید و بهترین فصل برای چیدن پونه وحشی اوایل فروردین تا اواسط اردیبهشت است . پونه کوهی دوست دارد ساقه در آب و رو به سمت آفتاب داشته باشد .

پونه کوهی بسیار مُعطّر و سرشار از یُد و مواد معدنی است. در این گیاه مواد چربی و قند تانن و فنول وجود دارد عطر مطبوع ان به علت وجود اسانسی به نام سیمن می باشد که از اویشن و اکالیپتوس وزیره هم به دست می اید.

با پونه کوهی درمان کننده بسیاری از بیماری ها آشنا شویم
پونه وحشی را می توان به صورت خام به عنوان سبزی خوردن یا در سالاد مصرف کرد. بعضی کوهنوردان از چند عدد برگ پونه تازه در طبخ چای استفاده می کنند. پونه کوهی را می توان پس از خرد کردن به همراه چند عدد تخم مرغ و کمی آرد برای طبخ کوکو سبزی نیز مورد استفاده قرار داد.

پونه از خانواده نعناع است و ترکیب اصلی موجود در این گیاه، اسانس روغنی فرار یا روغن منتول است. به علاوه در اعضاى این گیاه مقدارى تانن، مواد رزینى و قند نیز وجود دارد و حاوی مقدار زیادی ویتامین است. گیاه پونه در فصل گرما می روید، اما سایه روشن را بهتر می‏ تواند تحمل کند. این گیاه در خاک‏ های مرطوب و غنی از مواد آلی مانند کود برگ به خوبی رشد می ‏کند.

بوعلی‌سینا و به استناد مطالب جلد دوم کتاب قانون، حکیم بزرگ ایرانی با برشمردن انواع پونه می‌گوید که پونه گوهری است لطیف و پونۀ کوهی از پونۀ جویباری قوی‌تر است. به گفته او تندی و تلخی که پونه دارد بسیار نرم‌کننده است و بویژه پونه کوهی در نرمش دادن موثرتر از جویباری است . خون را به سوی پوست می‌کشد و قرحه‌آور است . پونه را تنها خورندف عرق ریز است و بسیار گرمی‌بخش . مواد را از ژرفای تن جذب می کند . تکه‌کننده و خشکاننده و گرم‌کننده است. پونه، بویژه پونۀ سبز را هم‌چنین با شرابی بپزند و بر پوست نهند تا لکه‌های سیاه و خونی را که زیر پلکها پیدا می‌شود از بین ببرد .

بازدید : 168
جمعه 17 ارديبهشت 1400 زمان : 22:03

ویاگرا عسل و دارچین:حتما چیزی درباره فواید مخلوطی به نام عسل و دارچین شنیده اید.اما شاید به طور کامل درباره فواید عسل و دارچین اطلاعات نداته باشید.برای پی بردن به فواید فوق العاده عسل و دارچین با دلگرم همراه شوید

١٩ .فواید عسل و دارچین: از بین بردن بوی بد دهان:

شما می توانید پس از بیدار شدن از خواب با محلولی از یک قاشق چای خوری عسل،مقداری پودر دارچین و آب گرم غرغره کنید تا در طول روز مشکل بوی بد دهان را نداشته باشید.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

٢٠ . فواید عسل و دارچین: مشکل شنوایی:
مصرف روزانه مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین در صبح و شب مشکل شنوایی را برطرف می کند.
شایان ذکر است،عسل مورد مصرف باید خام و پاستوریزه نشده باشد.زیرا که آنزیم های لازم به هنگام عمل پاستوریزه به علت حرارت دیدن از بین می رود.

خرید ویاگرا عسل و دارچین،با فواید عسل و دارچین برای سلامتی آشنا شوید!عسل و دارچین،با فواید عسل و دارچین برای سلامتی آشنا شوید!

٧ . فواید عسل و دارچین: کاهش کلسترول:
٢ قاشق غذاخوری عسل را با ٣ قاشق چای خوری پودر دارچین در یک لیوان چای حل کنید و بنوشید.این کار میزان کلسترول خون را طی ٢ ساعت به ١٠ درصد کاهش می دهد.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

٨ . فواید عسل و دارچین: درمان سرماخوردگی:
به مدت ٣ روز از مخلوط یک قاشق غذاخوری عسل با یک چهارم قاشق چای خوری پودر دارچین استفاده کنید.این روش برای درمان سرفه مزمن و سرماخوردگی و سینوزیت به کار می رود.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

٩ . فواید عسل و دارچین: درمان ناباروری:
برای برطرف کردن این مشکل،به مردان توصیه می شود ٢ قاشق غذاخوری عسل را قبل از خواب میل کنند.در کشورهای چین،ژاپن و خاوردور که با مشکل ناباروری مواجه اند،در طول روز مخلوطی از مقداری پودر دارچین و یک دوم قاشق چای خوری عسل را به طور مرتب روی لثه و داخل دهان خود قرار می دهند تا مخلوط حاصل از طریق بزاق وارد بدن شود.زوجی که مدت ١٤ سال بچه دار نمی شدند با شروع مصرف عسل و دارچین پس از مدت کوتاهی صاحب دوقلو شدند.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

١٠ . فواید عسل و دارچین: درد معده:
مصرف عسل و پودر دارچین علاوه بر درمان درد و نفخ معده،زخم معده را نیز درمان می کند.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

١١ .فواید عسل و دارچین: تقویت سیستم ایمنی:
استفاده روزانه از عسل و پودر دارچین سیستم ایمنی بدن را تقویت کرده و بدن را از حمله باکتری و ویروس محافظت می کند.دانشمندان دریافتند که عسل دارای مقدار زیادی ویتامین و آهن است.مصرف مداوم عسل گلبول های سفید خون را تقویت می کند تا بتواند با باکتری ها و بیماری های ویروسی مقابله کند.

٢ .فواید عسل و دارچین: از بین بردن اثر خارش نیش های حشرات :
مخلوطی از یک سهم عسل، ٢ سهم آب ولرم و یک قاشق چای خوری پودر دارچین را روی قسمتی از بدن که احساس خارش می کنید،قرار دهید خارش و درد در عرض یک یا ٢ دقیقه فروکش خواهد کرد.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

٣ . فواید عسل و دارچین: درمان التهاب مفصل(آرتریت):
روزانه،یک وعده صبح و یک وعده شب،مخلوطی از یک فنجان آب گرم، ٢ قاشق چای خوری عسل و یک قاشق چای خوری پودر دارچین مصرف شود.این مخلوط معجزه گر در صورت مصرف به طور منظم آرتریت های مزمن را نیز درمان می کند.بررسی های اخیر روی ٢٠٠ بیماری که قبل از صرف صبحانه از این مخلوط استفاده کردند نشان داد، ٧٣ نفر از آنان در عرض یک هفته کاملا از درد رهایی پیدا کردند و پس از یک ماه بیشتر افرادی که قادر به راه رفتن یا حرکت نبودند،بدون احساس هیچ دردی توانایی راه رفتن و تحرک خود را به دست آوردند.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

٤ . فواید عسل و دارچین: جلوگیری از ریزش مو:
قبل از دوش گرفتن مخلوطی از مقداری روغن زیتون داغ،یک قاشق چای خوری عسل و یک قاشق پودر دارچین را به مدت ٥ تا ١٥ دقیقه روی سر قرار دهید و سپس آن را بشویید.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

٥ . فواید عسل و دارچین: از بین بردن عفونت مثانه:
٢ قاشق غذاخوری عسل به همراه یک قاشق چای خوری پودر دارچین را با مقداری آب ولرم حل کنید و آن را بنوشید.این روش باعث می شود که میکروب های مثانه از بین برود.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین


٦ . فواید عسل و دارچین: درمان درد دندان:
مخلوطی از یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٥ قاشق چای خوری عسل تهیه کنید و روی دندان خراب بمالید.این عمل را ٣ بار در روز تکرار کنید تا درد تسکین یابد.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین


١٢ . فواید عسل و دارچین: برطرف کردن سوء هاضمه:
قبل از هر وعده غذا،پودر دارچین را روی ٢ قاشق غذاخوری عسل بریزید و میل کنید تا از ترشح اضافی اسید معده رهایی پیدا کنید زیرا این مخلوط غذاهای سنگین را به راحتی هضم میکند.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

١٣ . فواید عسل و دارچین: جلوگیری از آنفلوآنزا:
دانشمندی در اسپانیا ثابت کرده که مخلوط عسل و دارچین دارای مواد مفید طبیعی است که از میکروب های آنفلوآنزا و سرماخوردگی جلوگیری به عمل می آورد .

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین


١٤ .فواید عسل و دارچین: افزایش طول عمر:
مصرف دائم و مرتب عسل و پودر دارچین مانع پیری زودرس می شود.مخلوطی از ٤ قاشق چای خوری عسل،یک قاشق چای خوری پودر دارچین و ٣ فنجان آب گرم را با هم بجوشانید.سپس مخلوط به دست آمده را ٣ الی ٤ بار در روز به مقدار یک چهارم فنجان میل کنید.این مخلوط علاوه بر طراوت بخشیدن و نرم نگه داشتن پوست از پیری زودرس نیز جلوگیری می کند.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

١٥ .فواید عسل و دارچین: برطرف کردن جوش صورت:
قبل از خواب مخلوط ٣ قاشق غذاخوری عسل و ١ قاشق چای خوری دارچین را روی جوش ها قرار دهید و روز بعد با آب ولرم بشویید.تکرار روزانه این کار به مدت ٢ هفته،جوش ها را از بین می برد.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین
1.فواید عسل و دارچین: درمان بیماری قلبی :
مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز با مصرف روزانه این مخلوط از حمله قلبی بعدی درامان خواهند بود.بررسی روی سالمندان در آمریکا و کانادا نشان داده است،با بالا رفتن سن شاهرگ های حیاتی و سیاهرگ ها خاصیت انعطاف پذیری خود را از دست می دهد.عسل و دارچین به شاهرگ ها و سیاهرگ ها قدرتی تازه میبخشد.


عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

١٦ . فواید عسل و دارچین: درمان عفونت های پوستی:
قرار دادن مخلوطی به مقدار مساوی از عسل و پودر دارچین روی قسمت های مختلف پوست، عفونت های پوستی و اگزما را نیز درمان می کند.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین


١٧ . فواید عسل و دارچین: درمان سرطان:

تحقیقات جدید انجام گرفته در ژاپن و استرالیا نشان داده،سرطان های پیشرفته معده و استخوان به طور موفقیت آمیزی درمان شده است.بیماران مبتلا به این سرطان ها ٣ بار در روز و به مدت ٣ ماه یک قاشق غذاخوری عسل و یک قاشق چای خوری دارچین را مخلوط و مصرف می کنند.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

١٨ . فواید عسل و دارچین: از بین بردن خستگی مفرط:
مصرف نصف قاشق غذاخوری عسل و مقداری پودر دارچین در یک لیوان آب اول صبح و بعد از ظهر که بدن با افت نشاط روبه رو است طی یک هفته نیروی حیاتی بدن را افزایش می دهد.

عسل و دارچین و فواید عسل و دارچین

بازدید : 266
يکشنبه 7 دی 1399 زمان : 17:40

در كل عرقیات یكی از شكل‌های استفاده از گیاهان هستند و اغلب به صورت خوراكی یا دارویی به مصرف می‌رسند كه به خواص درمانی برخی از آنها اشاره می‌كنیم.

عرق آويشن

تقويت معده، رفع ترشي معده، تقويت بينايي، ضد درد و تشنج، رقيق كننده خون، مفيد جهت زكام، رفع كرم هاي كدو، مفيد براي بيماري هاي تنفسي

عرق آلاله

معرفی خواص عرق های گیاهی

ضد اسهال، ضد استفراغ، ضد نفخ شكم، دلپيچه

عرق استوخدوس

معرفی خواص عرق های گیاهی

نيرو بخش، تقويت كننده اعصاب، تب بر، ضدتشنج، ضد ميگرن و درمان بيماري هاي عصبي، ضد آسم و سياه سرفه

عرق بابونه

معرفی خواص عرق های گیاهی

تقويت قلب، رفع گرفتگي و خفقان قلب، تقويت عمومي بدن، تقويت دستگاه گوارش

عرق برگ توت

معرفی خواص عرق های گیاهی

درمان مرض قند، تصفيه خون

عرق پونه

معرفی خواص عرق های گیاهی

ضد نفخ، هضم كننده، صفرابر، ضد عفوني كننده، خلط آور، درمان سياه سرفه و آسم، تصفيه كننده خون، رفع هيستري، قاعده آور

معرفی خواص عرق های گیاهی(قسمت اول)

معرفی خواص عرق های گیاهی

نيرو بخش، تب هاي بلغمي و عفونت هاي دردناك را تسكين مي دهد، ضد انگل، ضد عفوني كننده، مقوي معده، هضم كننده

كاهش قند خون، درمان نقرس، ورم مفاصل را كه از سردي باشد تسكين مي دهد، درمان بيماري هاي سل، تصفيه كننده خون

عرق بومادران

معرفی خواص عرق های گیاهی

نيروبخش، تقويت قلب و اعصاب، ضد تشنج، تصفيه كننده خون، درمان ورم معده و روده، مفيد جهت بواسير، رفع اختلالات قاعدگي

عرق بهار نارنج

معرفی خواص عرق های گیاهی

تقويت قلب و اعصاب، ضد تشنج، آرام بخش، ضد هيستري، رفع افسردگي، درمان بي خوابي و اختلالات عصبي، رفع سكسكه

عرق بادرنجبويه

معرفی خواص عرق های گیاهی

افزايش فشار خون، خون ساز، آرامبخش، مقوي مغز، ضد رماتيسم، خواب آور، ضد تشنج، مقوي اعصاب، ضد درد

عرق برگ چنار

معرفی خواص عرق های گیاهی

چاق كننده، تب بر، ضد آسم، مناسب براي ضعف اعصاب، براق كننده پوست، درد و ورم را كه از گرمي مزاج باشد تسكين مي دهد

عرق برگ زيتون

معرفی خواص عرق های گیاهی

كاهش قند خون و فشار خون، مفيد براي كبد، رفع سردرد، تقويت حافظه، مدر، تسكين دهنده درد دندان

عرق برگ گردو

معرفی خواص عرق های گیاهی

عرق بيد مشك

بازدید : 153
يکشنبه 7 دی 1399 زمان : 17:36

با مصرف این دارو موها تقویت شده، چون با عمل ماساژ دادن، خون به سطح پوست کشیده شده و دریافت مواد توسط پوست آسان تر صورت می گیرد.

داروی گیاهی برای تقویت موها

داروی گیاهی برای تقویت موها
مواد اولیه داروی گیاهی برای تقویت موها:

۱ قاشق غذاخوری بهار نارنج

۱ ق.غ مریم گلی

۲ ق.غ برگ مورد

طرز تهیه و مصرف:

ابتدا غیر از سرکه و آب تمامی تمامی مواد را مخلوط کرده و در ظرفی ریخته و برای مصرف هر بار ۲ قاشق غذاخوری از مخلوط را همراه با آب بروی حرارت به مدت ۱۰ دقیقه قرار داده سپس آن را برداشته ۵ ساعت صبر نموده تا خوب جذب هم شوند و سپس آن را صاف کرده . سرکه را به محلول اضافه کرده در ظرفی بریزید.

از این محلول تقویتی می توانید قبل از هر حمام به سر ماساژ دهید، نیم ساعت صبر کنید و سپس موها را بشوئید. بهتر است برای شستشو از صابون سدر یا کتیرا استفاده شود.

یک داروی گیاهی عالی برای تقویت موهای شما

۵ ق.غ شلتوک برنج ( یا سبوس که در برنج زنی ها و عطاری ها به وفور یافت می شود)

۳ ق.غ سرکه سیب یا انگور

۱ ق.غ برگ کنجد

۱ ق.غ تخم شاهی

۲ ق.غ تخم شنبلیله

۲ ق.غ برگ گزنه

۲ لیوان آب جوش

داروی گیاهی برای تقویت موها

بازدید : 163
يکشنبه 7 دی 1399 زمان : 17:35

داروی گیاهی برای سنگ کلیه ذکر شده در کتب طب سنتی بسیار متنوع و بر اساس انواع سنگها و مزاج بیمار متفاوتند. درمانهایی که در ادامه به آنها اشاره می شود؛ داروی گیاهی برای سنگ کلیه هستند که ساده و قابل اجرا بوده؛ در عین حال بر روی اکثر سنگها مؤثر هستند.

داروی گیاهی سنگ کلیه و بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه

- داروی گیاهی برای سنگ کلیهترب سیاه:

مصرف ترب سیاه به اشکال گوناگون در درمان سنگ های کلیوی بسیار مفید است. یک راه ساده آن است که ترب سیاه را(ترجیحاً با برگ و پوست و ریشه) آبگیری کنیم و روزی ۲-۱ استکان مصرف کنیم. امّا با توجّه به طعم نامطلوب، ایجاد نفخ شدید و مسایلی از این دست بهتر است آب ترب را کاملاً با عسل شیرین کنیم که البته این روش هم در بسیاری از موارد نمی تواند مشکل را حل کند و لذا خیلی ها از خیر مصرف این داروی مفید می گذرند.

امّا مرحوم دکتر عبدالله احمدیه، برای مصرف ترب سیاه راه مناسبی را پیشنهاد کرده اند که به نظر می رسد برای عموم بیماران قابل انجام باشد: «ترب سیاه را به ورقه های نازک برش داده دو طرف هر ورقه را کمی عسل بمالید(مثل مالیدن کره روی نان)؛ سپس این ورقه ها را در سبدی قرار دهید تا این عسل ها کم کم به درون ظرفی که در زیر سبد قرار می دهید بچکند. عسلی که به این ترتیب جمع می شود ضمن دارا بودن عصاره ترب سیاه، برای مصرف کننده هم مشکل چندانی ایجاد نمی کند.»

داروی گیاهی سنگ کلیه،بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه چیست؟

داروی گیاهی سنگ کلیه و بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه

داروی گیاهی سنگ کلیه و بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه
- داروی گیاهی برای سنگ کلیه: سیاهدانه و عسل:

داروی گیاهی سنگ کلیه و بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه

- داروی گیاهی برای سنگ کلیه:تراشه پوست خربزه:

قبل از استفاده از خربزه، آن را بشویید و پوست روی آن( که دارای طرح و خط است) را نازک بتراشید( مثل تراشیدن پوست هویج). این تراشه ها را خشک و آسیاب کرده روزی ۲ یا ۳ بار و هر بار نصف قاشق چایخوری از آن را با کمی عسل مصرف کنید.

داروی گیاهی سنگ کلیه و بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه

-داروی گیاهی برای سنگ کلیه تخم خربزه:

تخم خربزه و صیفی جات مشابه مثل گرمک و طالبی را دور نریزید. آنها را جمع کنید و روزی یک یا دو قاشق غذاخوری از آنها را به صورت خام، آرام آرام بجوید تا شیره آنها کاملا کشیده شود؛ سپس تفاله را بیرون بریزید.

داروی گیاهی سنگ کلیه و بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه

-داروی گیاهی برای سنگ کلیه خاکستر سوزانده کلم قمری:

روزی ۲ یا ۳ بار و هر بار نصف قاشق چایخوری از آن را با کمی عسل میل کنید.

۱۰۰گرم سیاهدانه را آسیاب کنید و بلافاصله با یک کیلو عسل مخلوط کنید و ۳-۲ ماه روزی ۳ قاشق چایخوری از آن میل کنید. این ترکیب فوق العاده، یک سنگ شکن قوی برای سنگ های کلیوی و صفراوی است؛ رگ های بسته قلبی را باز می کند؛ فشار خون را تنظیم می کند

داروی گیاهی سنگ کلیه و بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه

- داروی گیاهی برای سنگ کلیه:پوسته درونی سنگدان مرغ(یا سایر پرندگان):

این پوسته زرد رنگ را تمیز کرده، شسته، خشک و آسیاب کنید و روزی ۲ بار و هر بار نصف قاشق چایخوری از آن را میل کنید. البته به علت تلخی این دارو، بهتر است آن را با کمی عسل مخلوط کرده خمیر نسبتا سفتی بسازید و این خمیر را در یخچال بگذارید تا خودش را بگیرد. حالا به راحتی می توانید از این خمیر قرص هایی تهیه نموده و میل کنید. راه مناسب دیگر، ریختن این پودر در کپسول است. ممکن است اطرافیان نسبت به غیربهداشتی بودن این ترکیب به شما هشدار بدهند امّا می توانید مطمئن باشید که با مصرف این داروی گیاهی برای سنگ کلیه دچار هیچ مشکلی نخواهید شد.

داروی گیاهی سنگ کلیه و بهترین داروی گیاهی برای سنگ کلیه

- داروی گیاهی برای سنگ کلیهخاکستر چوب انگور:

می توانید آن را مشابه خاکستر کلم قمری مصرف کنید. راه بهتر این است که چوب درخت انگور( که هر قدر پیرتر و کلفت تر باشد اثر بهتری خواهد داشت) را روی حرارت بگیرید تا سرخ شود؛ سپس آن را در ظرف آبی فرو ببرید و این کار را چند بار تکرار کنید؛ سپس این آب را به تدریج مصرف کنید که یکی از بهترین داروهای سنگ شکن است. آب برگ انگور و اشک درخت انگور هم از خاصیت سنگ شکنی مناسبی برخوردارند.

بازدید : 190
دوشنبه 2 آبان 1401 زمان : 21:56

شاید این روزها خیلی شنیده‌اید كه دوستان و اطرافیان شما پس از بهبود سرماخوردگی همچنان از سرفه رنج می‌برند و شاید هم خود شما این مشكل را دارید.سرفه مزمن می‌تواند علل مختلفی داشته باشد؛

داروی گیاهی برای سرفه و طب سنتی سرفه

در شرق آسیا و چین از تركیب زنجبیل، پیازچه و عسل و سپس جوشاندن آن برای حدود 10 دقیقه و نوشیدن آن برای چند بار به عنوان یك معجزه‌گر برای كاهش یا درمان سرفه‌های شدید یا مزمن نام می‌برند.یك روش دیگر این است كه دارچین پودر نشده را جوشانده و پس از صاف كردن استاد دعانویس گلوگاهی میل كنید. دم‌كردن عناب و زنجبیل نیز در كاهش سرفه بسیار موثر است. بارهنگ، حریره بادام و دانه به نیز می‌تواند به عنوان نرم‌كننده سینه و كاهنده سرفه استفاده شود.

یك تركیب دیگر اضافه كردن حدود 40 ـ30 قطره تنتور شیرین بیان در یك لیوان آب گرم و نیز یك قاشق موم عسل است كه می‌تواند باعث روان شدن مخاط و كاهش سرفه شود. البته مصرف آن برای كسانی كه دارای فشارخون بالا هستند، ممنوع است. تركیبات نعنا و ثعلب نیز درمان خوبی برای سرفه‌های مزمن است.ماساژ قسمت بالایی قفسه سینه و ناحیه زیر شانه‌ها تا دیافراگم نیز روش بسیار خوبی در تحریك ریه‌ها برای بهتر شدن تهویه و روان شدن جریان مخاط و كاهش سرفه است.

داروی گیاهی برای سرفه،چگونه با طب سنتی سرفه را برطرف کنیم؟

از جمله علل سرفه مزمن می‌توان به حساسیت و آلرژی، سینوزیت و ترشحات پشت حلق، آلودگی هوا، گرد و غبار، برگشت اسید معده یا ترش كردن، سیگار كشیدن، حیوانات خانگی، عفونت ریه، التهاب حلق، سل و بدخیمی اشاره كرد.

داروی گیاهی برای سرفه و طب سنتی سرفه

داروی گیاهی برای سرفه و طب سنتی سرفه
گاهی سرفه علامت یك بیماری است، بنابراین در برخورد با سرفه‌های مزمن و طولانی حتما بایدبه پزشك مراجعه كرد و علت آن را پیدا و درمان كرد.

گل ختمی گیاهی با طبع سرد است كه اثرات ضدالتهابی و ضدسرفه قوی دارد. نوشیدن جوشانده گل ختمی به دلیل داشتن تركیبات موسیلاژی و نرم‌كننده می‌تواند برای درمان سرفه‌های خشك و مزمن مفید باشد. این گیاه همچنین دارای اثرات خلط‌آور خوبی است.دم‌كرده یا جوشانده آویشن نیز از تركیبات گیاهی بسیار موثر در طب سنتی سرفه است. حتما از تركیب عسل و لیمو نیز شنیده‌اید. می‌توانید برای درمان سرماخوردگی و سرفه‌های شدید آن را امتحان كنید.

پس از آن كه علت سرفه مزمن مشخص شد، می‌توان از روش‌های ساده و بی‌عارضه‌ای در كاهش یا درمان آن استفاده كرد.خشكی هوا می‌تواند یكی از علل ایجاد یا تشدید سرفه باشد، یك توصیه عمومی استفاده از دستگاه بخور بویژه بخور سرد در منزل یا محل كار برای تمامی افراد است بویژه كسانی كه از مشكلات تنفسی از جمله سرفه مزمن، سینوزیت یا حساسیت‌های تنفسی رنج می‌برند.

بازدید : 150
پنجشنبه 26 فروردين 1400 زمان : 21:41

استفاده از داروهای گیاهی در درمان آسیب های پوستی مانند زخم و سوختگی با انجام تحقیقات مختلف و تأیید اثربخشی آنها مرسوم گردیده است. اثرات مفید گیاهانی مانند آلوئه ورا، همیشه بهار، لاواند و ... در بهبود زخم ها و سوختگی ها کاربرد آنها را در طبابت نوین تأیید نموده است.

آلوئه ورا، ‌ترومبوکسان A۲ و B۲ و نوعی پروستاگلاندین را که موجب انقباض عروقی و تجمع پلاکتی می‎شوند، کاهش می دهد و به نظر میرسد پرفیوژن پوستی را افزایش و خطر از دست رفتن بافت به علت ایسکمی(کم خونی موضعی) را کاهش می‎دهد.
سالیسیلیک اسید در آلوئه ورا وجود دارد و با مهار تولید پروستاگلاندین بعنوان یک مسکن و ضد التهاب عمل می‎کند.


لاکتات منیزیوم موجود در آلوئه ورا با مهار هیستیدین دکربوکسیلاز که تبدیل هیستیدین به هیستامین را در Mast cells کنترل می‎کند، به عنوان یک ضد خارش تأثیر دارد. همچنین به نظر می‎رسد برطرف شدن التهاب به علت خواص Immunomodulatory پلی‎ساکاریدهای ژل به ویژه Acetylated mannas باشد.


روغن هسته انار برای تنگی واژن در آزمایشگاه آلوئه ورا فعالیت ضد باکتری و ضد قارچ دارد.


● عوارض جانبی:


عارضه جانبی عمده در استفاده موضعی از ژل آلوئه ورا، درماتیت تماسی آلرژیک است. همچنین تأخیر ترمیم بعد از لاپاراتومی (شکافتن‌ شکم‌ برای‌ پی‌ بردن‌ به‌ بیماری)‌ یا سزارین گزارش شده است.
در صورت استفاده درست، مصرف خوراکی آلوئه ورا بسیار مطمئن است.

آلوئه ورا برای سوختگی،نحوه استفاده از آلوئه ورا برای التهاب و سوختگی را در این مطلب بخوانید

اخیراً استفاده از درمان های گیاهی به طور فزاینده‎ای در میان بیمارانی که به دنبال روش‎های درمانی سنتی هستند، مرسوم شده و مورد پسند بیماران و پزشکان قرار گرفته است. تعداد ویزیت‎های انجام شده توسط پزشکان طب سنتی در آمریکا به سرعت در حال افزایش است.

آلوئه ورا برای سوختگی و استفاده از آلوئه ورا برای التهاب و سوختگی

آلوئه ورا برای سوختگی و استفاده از آلوئه ورا برای التهاب و سوختگی

به طور تخمینی تقریباً ۵۰ درصد از مردم انواعی از طب سنتی را مورد استفاده قرار می‎دهند و بسیاری از بیماران این موضوع را به پزشک خود نمی‎گویند.در آلمان یک مرجع تنظیم کننده بنام کمیسیون E به طور گسترده ای گیاهان شایع را بررسی کرده است و کیفیت، اثربخشی بالینی و موارد استفاده ۳۰۰ فرآورده گیاهی را مورد ارزیابی قرار داده که این بررسی‎ها به استاندارد شدن درمان های گیاهی منجر شده است.

چندین گزارش موردی و مطالعه روی حیوانات نشان داده که آلوئه ورا سوزش، خارش و جای زخم همراه با درماتیت(التهاب پوستی) ناشی از اشعه را کاهش می‎دهد. همچنین بهبود زخم‎های مزمن پا، زخم‎های ناشی از جراحی و سرمازدگی اعضاء را تسریع می‎نماید.

در حال حاضر ایالات متحده‌ قوانین سختی در مورد فرآورده‎های گیاهی اعمال می‎نماید. در اروپا و آسیا طی هزاران سال درمان های گیاهی به طور موفقیت‎آمیزی در درمان اختلالات پوستی به کار رفته‎اند. اکنون این درمان ها بصورت علمی مورد پژوهش قرار می‎گیرند.


بررسی اثربخشی تعدادی از درمان های گیاهی برای وضعیت‎های درماتولوژیک در حال انجام است و بعضی از آنها شواهد علمی قابل توجهی از اثربخشی را نشان داده‎اند. ترکیبات گیاهی زیادی برای بیماری های مختلف از جمله بیماری های پوست جهت فروش، عرضه می‎شوند. اکنون که ارتباط پیشرفته بین پزشکان سرتاسر دنیا وجود دارد، مهم است که اطلاعات مربوط به درمان های گیاهی،‌ اثرات آنها و تداخلات دارویی را به یکدیگر اطلاع دهیم تا ارائه راه های درمانی سنتی به بیمارانمان امکان‎پذیر باشد.

آلوئه ورا برای سوختگی و استفاده از آلوئه ورا برای التهاب و سوختگی


● آلوئه ورا (Aloe vera)


یک برگ تازه از آلوئه ورا را برش داده و ژل حاصل از آن را روی پوست قرار دهید، یا پوست آن را جدا کنید و باقیمانده برگ را روی پوست بمالید.


برگ های گیاه آلوئه ورا (صبرزرد)، دو ماده تولید می‎کنند که شامل ژل و شیره یا لاتکس است. ژل را از قسمت داخلی برگ به دست می‎آورند که طی قرن‎ها برای درمان موضعی زخم‎ها و سوختگی‎ها به کار برده‎اند. شیره یا لاتکس یک مایع تلخ زرد رنگ است که از بخش‎های ویژه‎ای از پوسته داخلی برگ استخراج می‎کنند و معمولاً بصورت پودر فروخته می‎شود و اثرات ملین بسیار قوی دارد.

بازدید : 168
يکشنبه 7 دی 1399 زمان : 17:31

کسانی که تندخو هستند بادرنجبویه را در برنامه غذایی خود قرار دهند و از دمکرده آن (50 گرم در یک لیتر آب) در حمام بر بدن خود بمالند و ماساژ دهند.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی اختلال حواس

برای کسانی که اختلال حواس همراه با عصبانیت دارند آب گشنیز، آب لیموشیرین و کمی عرق کاسنی هر صبح ناشتا یک لیوان میل شود.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی وسواس - سوءظن - بدبین

1. اسفناج را در برنامه غذایی خود قرار دهند.

2. بوکردن و خوردن بادرنجبویه دفع کننده وسواس‌های سوداوی است.

3. برای درمان وسواس از ریواس یا شربت ریواس یا رب ریواس استفاده کنید.

4. کدوزرد را با تمبرهندی پخته و کمی شکر اضافه شود میل کنید.

5. تخم گشنیز 1 گرم را در 100 سی‌سی آب‌جوش 20 دقیقه دم‌کرده بعد از ناهار میل شود.

6. کسانی که نسبت به دیگران بدبین هستند و سوءظن دارند هویج را در برنامه غذایی خود قرار دهند.

7. برای نگرانی‌های بی‌مورد و بی‌احساس هویج را در برنامه غذایی خود قرار دهند.

داروی گیاهی برای اعصاب،نسخه کامل طب سنتی برای بیماری های اعصاب شماداروی گیاهی برای اعصاب،نسخه کامل طب سنتی برای بیماری های اعصاب شما

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی افسردگی - غم و اندوه

1. اسفناج برای افرادی که افسرده هستند و یا احساس خستگی و گرفتگی می‌کنند مفید می‌باشد.

2. خوردن بادرنجبویه نشاط آور است.

3. غم و اندوهی که بر اثر غلبه بلغم یا سودا باشد خوردن بادرنجبویه آن را از بین می‌برد.

4. شربت پیاز روزی 3 قاشق همراه آب میل کنند.

* طرز تهیه شربت پیاز: آب پیاز100 گرم، آب400 گرم و شکر400 گرم می‌جوشانیم تا شربت شود.

5. خوردن ترشک نشاط آور است.

6. وقتی زیاد غصه دارید خیار بخورید چون برطرف کننده غم است.

7. ریحان 8 گرم را در 400 سی‌سی آب‌جوش 20 دقیقه دم‌کرده روزی 3 فنجان میل شود.

8. شربت ریواس شادی بخش است.

9. برای رفع غم و اندوه سوسن، جعفری، بادرنجبویه و ریحان بعنوان سبزی خوردن همراه غذا میل شود.

10. مصرف زیاد سیب‌زمینی باعث افسردگی و آشفتگی فرد می‌شود.

11. کاسنی 6 گرم را در 200 سی‌سی آب‌جوش20 دقیقه دم‌کرده روزی3 فنجان میل‌شود جهت افسردگی ریشه کاسنی را به‌مدت 12 ساعت در آب خیسانده سپس جوشانده روزی 2 فنجان میل‌شود.

12. کاهو را پخته همراه کمی آبلیمو شب میل کنند.

13. شب از سالاد کلم استفاده شود و 2 ساعت قبل از خواب چند قطره آب کلم در بینی بچکانید.

14. آب گشنیز خواب‌آور است یک قاشق ساعت 7 شب میل شود نباید بیشتر از یک هفته در ماه ادامه داشته باشد.

15. شب‌ها 2 گرم مرزنجوش را با 100 سی‌سی آب‌جوش دم‌کرده بنوشند به طور مداوم نباشد.

16. برای بی‌خوابی شب هویج پخته میل شود.

17. سعی کنید شب گشنیز نخورید چون باعث دیدن خواب‌های پریشان می‌شود.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی تشنج

1. بابونه 2 گرم را در 150 سی‌سی آب‌جوش 10 دقیقه دم‌کرده روزی سه فنجان میل شود.

2. برای رفع حالت تشنجی کودکان یک گرم بابونه را در100 سی‌سی آب‌جوش10 دقیقه دم‌کرده روزی 3 قاشق مرباخوری میل شود البته با مشورت پزشک انجام شود.

3. دمکرده بادرنجبویه ضدتشنج است 3 گرم را در100 سی‌سی آب‌جوش 20 دقیقه دم‌کرده روزی سه فنجان میل شود.

4. گل باقلا 30 گرم را در 500 سی‌سی آب‌جوش دم‌کرده بتدریج میل شود.

5. تخم بامیه 10 گرم در 200 سی‌سی آب‌جوش دم‌کرده روزی سه فنجان میل شود.

6. روزی 3 بار از دمکرده ریحان استفاده شود 6 گرم ریحان خشک را در 300 سی‌سی آب‌جوش 20 دقیقه دم‌کرده بعد از هر غذا یک فنجان میل شود.

7. سوسن 10 گرم را در 500 سی‌سی آب 20 دقیقه دم‌کرده روزی سه استکان میل شود.

8. سیب‌زمینی به صورت تنوری و سرخ شده از تشنج عصبی جلوگیری می‌کند.

9. کسانی که مبتلا به نورالژی، تشنج و حمله عصبی هستند 15 گرم برگ و گل سیب‌زمینی را در 500 سی‌سی آب جوشانده روزی 3 فنجان میل کنند.

12. تخم گشنیز 2 گرم را در 200 سی‌‌سی آب‌جوش 20 دقیقه دم‌کرده به دو مرحله 10 صبح و 5 عصر با کمی عسل شیرین نموده هفته‌ای 2 روز بنوشند.

13. لوبیاسبز را در برنامه غذایی خود قرار دهند.

14. مرزنجوش 5 گرم را در 200 سی‌سی آب‌جوش 20 دقیقه دم‌کرده هفته‌ای 2 روز، روزی 3 فنجان میل شود.

15. دمکرده نعناع برطرف کننده افسردگی و خستگی روحی می‌باشد.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی بی‌خوابی – کم‌خوابی – خواب‌آور

1. افراد سالمندی که شب‌ها خواب ندارند بابونه، جو و سوسن را در آب بجوشانند سپس کمی از آب آن را به سر بمالند.

2. برای رفع بی‌خوابی 4 گرم بومادران را در 200 سی‌سی آب‌جوش به مدت 20 دقیقه دم‌کرده روزی 3 فنجان همراه عسل میل شود خانم‌ها بعد از پاک شدن استفاده کنند.

3. برای تسکین درد صورت (نورالژی ناسیال) سر و صورت را با دمکرده تخم گشنیز بخور دهید و 5 گرم تخم گشنیز را در 150 سی‌سی آب‌جوش دم‌کرده روزی سه فنجان به مدت 7 روز میل شود.

4. خوردن گوجه‌فرنگی باعث تسکین دردهای عصبی می‌شود.

5. برای دردهای عصبی و فلج عصبی 10 گرم مرزنجوش را با 150 سی‌سی آب‌جوش دم‌کرده روزی سه مرتبه عضو را ماساژ دهید.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی مالیخولیا

* این بیماری دارای علائمی متغیر و ناثابت است که با تغییر افکار و گمان‌های فاسد و زمانی با ترس و وحشت همراه است و از حالت درندگی و بیقراری تا مرز آدم‌کشی پیش می‌رود در نزد مزاجهای سوداوی بیشتر خودنمایی می‌کند، بعضی‌ها با دیدن شیء وحشتناک و عده‌ای احساس چیزی در گلو و دسته‌ای با وحشت و اضطراب بیماری را نشان می‌دهند.

1. افرادی که مبتلا به بیماری مالیخولیا هستند ترشک برای آن‌ها مفید است.

2. مرزنجوش 5 گرم را با یک لیوان آب در فلاکس ریخته 20 دقیقه بماند روزی سه فنجان میل شود.

3. برای رفع بی‌خوابی هر شب همراه غذا ترب سیاه بخورید.

4. برای درمان بی‌خوابی، کابوس یا خواب‌های مخدوش ترب سیاه را رنده کرده به صورت ضماد روی ماهیچه‌های پا بگذارید.

5. خوردن زیاد تره در شب باعث پریشان خوابی می‌گردد.

6. خرفه 5 گرم را در یک لیوان آب‌جوش 20 دقیقه دم کنید شب میل شود بیش از یک هفته مصرف نگردد.

7. خیار را بوئیده و ضماد آن را روی شقیقه و پیشانی بگذارید یا چند قطره از آب خیار را در بینی بچکانید.

8. خوردن ریحان باعث رفع بی‌خوابی می‌شود.

9. بی‌خوابی‌هایی که در اثر ضعیف بودن می‌باشد با خوردن پوره سیب‌زمینی برطرف می‌گردد.

10. شب قبل از خواب کمی برگ تازه شوید را جویده یا این که حدود نیم گرم تخم شوید را بجوید و کمی آب بعد از آن بنوشید. این روش برای کسانی که خوروپف می‌کنند مفید است ولی بیش از یک هفته استفاده نگردد.

11. مقداری شوید زیر بالش خود بگذارند.

10. سیر تسکین دهنده تشنج است.

11. برای درمان تشنج 5 گرم تخم شوید را در 250 سی‌سی آب 20 دقیقه دم‌کرده در 3 مرحله میل شود.

12. تخم گشنیز 5 گرم را در 150 سی‌سی آب دم‌کرده صبح، ظهر و عصر یک فنجان میل شود.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی تقویت اعصاب

1. کسانی که ضعف اعصاب دارند نصف استکان آب اسفناج و نصف استکان آب شاهی را همراه کمی آب صبح بنوشند.

2. اسفناج تقویت کننده اعصاب است.

3. برای تسکین اعصاب، تخم بادمجان، تخم گشنیز، تخم ریحان، تخم تره و تخم جعفری از هر کدام 5 گرم و نعناع 20 گرم همه را آسیاب کرده با 200 گرم عسل مخلوط نموده روزی 2 قاشق مرباخوری میل شود.

4. برای تقویت اعصاب عرق بادرنجبویه، عرق شنبلیله، عرق کاسنی از هر کدام 500 سی‌سی مخلوط کرده روزی سه نصف استکان میل شود.

5. خوردن باقلا برای تقویت عصبی و روحی مفید است.

6. برای تسکین اعصاب 4 گرم بومادران در 200 سی‌سی آب‌جوش 20 دقیقه دم‌کرده روزی 3 فنجان همراه عسل به مدت یک هفته میل شود، خانم‌ها در دوران قاعدگی یک هفته بعد از پاک شدن استفاده کنند.

7. برای تقویت اعصاب 10 گرم ترخون را در 300 سی‌سی آب جوشانده روزی سه فنجان میل شود.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی دردهای عصبی

1. برای رفع خستگی‌های عصبی 5 گرم پونه را در 150 سی‌سی آب‌جوش به مدت 15 دقیقه دم‌کرده روزی 3 فنجان میل شود.

2. برای برطرف کردن دردهای عصبی پیاز را در برنامه غذایی خود قرار دهید.

3. هنگام حمله‌های عصبی پیاز را دو نیم کرده جلوی بینی گرفته و نفس عمیق بکشند.

4. جهت تسکین بعضی دردهای عصبی (نورالوژی) می‌توان از ضماد تره استفاده کرد.

5. برای رفع دردهای عصبی جعفری را خرد کرده در شیر داغ بریزید و میل کنید.

6. چای کمتر بنوشند.

7. رب ریواس برطرف کننده وحشت و بیماری‌های عصبی است.

8. برای رفع درد اعصاب و ضعف عصبی 5 گرم تخم شوید را در 200 سی‌سی آب جوشانده روزی 3 فنجان میل شود.

9. برای درمان دردهای عصبی 6 گرم علف چشمه را در 200 سی‌سی آب‌جوش 20 دقیقه دم‌کرده روزی 3 فنجان میل شود.

10. برای تسکین دردهای عصبی فلفل سبز را با روغن کنجد مخلوط کرده در محل درد بمالید.

11. فلفل سیاه تسکین دهنده دردهای عصبی است. چند دانه فلفل سیاه را با مویز کوبیده هر روز به اندازه یک فندق میل شود.

12. کاهو برطرف کننده اضطراب، تشویش و تحریکات عصبی است.

13. کلم از هیجانات عصبی جلوگیری می‌کند قبل از غذا بعنوان سالاد میل شود باید گفت که خوردن زیاد کلم نیز باعث دیدن خواب‌های پریشان می‌شود افراط نکنید.

14. برای متعادل شدن بیماری‌های عصبی10 گرم کنگر یا کنگرفرنگی را در یک لیتر آب جوشانده هر 6 ساعت یک استکان میل شود.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی رعشه - لقوه

1. چغندر پخته را در برنامه غذایی خود قرار دهند.

2. دمکرده سوسن برای رعشه مفید است. سوسن 6 گرم را در 200 سی‌سی آب‌جوش دم‌کرده روزی 3 فنجان میل شود.

3. سیب‌زمینی را به صورت تنوری یا آب‌پز همراه نعناع در برنامه غذایی خود قرار دهند.

4. سیر را در برنامه غذایی خود قرار دهند اما مداوم نباشد.

5. در صورتی که بیماری گواتر نداشته باشند روز در میان همراه غذا از کلم پخته استفاده شود.

6. مرزنجوش 5 گرم با یک لیوان آب‌جوش به مدت 20 دقیقه دم‌کرده روزی سه فنجان میل شود.

8. کسانی که ضعف اعصاب دارند و دوست ندارند از داروی خوردنی استفاده کنند 200 گرم پونه را در یک لیتر آب بجوشانند سپس در حمام با اسفنج روی بدن بمالند و یا این که نیم کیلو پونه را در 5 لیتر آب بجوشانند در وان ریخته سپس به مدت 15 دقیقه در وان حمام استراحت کنند.

9. خوردن ساقه جعفری اعصاب را تسکین می‌دهد.

10. ریواس تقویت کننده اعصاب است.

11. سیر آرام کننده اعصاب است.

12. عرق شنبلیله تقویت کننده اعصاب است 5 بعدازظهر نصف استکان میل شود.

13. اگر صدایی در سر بود که دور از وهم و خیال است تخم کاهو، تخم گشنیز، خشخاش را بو داده در یک پارچه نازک ریخته شب‌ها زیر سر بگذارند.

14. روغن تخم کدو برای اعصاب مفید است.

15. برای اضطراب و مورمورشدن بدن آب کنگرفرنگی همراه غذا 2 قاشق میل شود.

16. برای تقویت اعصاب صبحانه نان پنیر و یک دوم گردو و نعناع میل شود.

17. خوردن هویج برای کسانی که عصبانی هستند مفید می‌باشد.

18. خوردن چغندر به اعصاب آرامش می‌دهد.

19. خرفه 5 گرم، در یک لیوان آب‌جوش20 دقیقه دم کنید شب میل شود بیش از یک هفته مصرف نگردد.

20. خوردن فلفل سبز همراه غذا باعث تقویت اعصاب می‌گردد.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب


7. مرزه را کوبیده به صورت ضماد بگذارند و از آن به صورت دمکرده و پخته در غذا و خام استفاده شود.

8. ابتدا بذر یونجه را در عرق یونجه خیس نموده سپس داخل روغن زیتون جوشانده صاف نموده به قسمت‌های مورد نظر بدن بمالند.

9. مالیدن روغن ترب برای لقوه مفید می‌باشد.

* طرز تهیه روغن ترب: برگ‌های ترب را قبل از این که بذر بدهد چیده در روغن زیتون جوشانده صاف نموده سپس با شعله ملایم، حرارت داده تا مابقی آب برگ ترب بخار شود و روغن باقی بماند.

10. برای درمان لرزش با آب کرفس عضو مربوطه را ماساژ دهید و ضماد برگش را بگذارید.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی صرع - غش

1. بیماران صرع بادرنجبویه را در برنامه غذایی خود قرار دهند و شب‌ها از دمکرده آن بنوشند.

2. بومادران 3 گرم را در 200 سی‌سی آب‌جوش دم‌کرده روزی 3 فنجان میل شود.

3. استشمام پونه برای کسانی که غش می‌کنند مفید است.

4. از خوردن شاهی خودداری شود.

5. کسی که غش می‌کند کمی فلفل سیاه با گلاب مخلوط کرده جلوی بینی‌اش بگیرید.

6. جوجه‌خروس را با کدوحلوایی پخته برای بیماری‌های غشی و تب‌های غشی مفید می‌باشد.

7. کرفس خیلی کم مصرف کنند.

8. برای درمان صرع نعناع 4 گرم را با 300 گرم آب‌جوش در یک فلاکس ریخته بعد از نیم ساعت هر چند ساعت یک استکان بنوشند.

داروی گیاهی اعصاب و طب سنتی بیماری های اعصاب

داروی گیاهی عصب

1. جهت التیام عصب‌های قطع شده ضماد شنگ بگذارید.

2. برای تسکین درد عصب صورت یک قاشق مرباخوری پودر گشنیز را با یک لیوان آب جوشانده با بخار آن بخور دهید.

بازدید : 150
يکشنبه 7 دی 1399 زمان : 17:27

کک‌ومک نتیجه طبیعی عملکرد سلول‌های رنگدانه‌ساز (ملانوسیت) است.

نقاطی از بدن که در معرض تشعشع آفتاب قرار می‌گیرند، بیشتر دچار کک‌ومک می‌شود و این بدان علت است که در اثر تابش نور آفتاب و اشعه ماورای بنفش، ملانین (ماده رنگی پوست) که از سلول‌های رنگدانه‌ساز پوست ترشح می‌شود، به طور ناهماهنگ در سطح پوست جمع و باعث به وجود آمدن کک‌ومک می‌شود.

آب مقطر در حال جوش را روی غنچه‌های گل سرخ ریخته و بگذارید 10 دقیقه بماند.

این مخلوط را از صافی ریزی عبور دهید. گل‌ها را خارج نموده و با چاقوی تیزی خوب خرد کنید.

سپس دوباره گل‌ها را به آب مقطر برگردانده و پس از آن که آن را کمی گرم کردید، جو پرک آسیاب شده و عسل را اضافه کنید.
حال مخلوط فوق را خوب ورز دهید تا به شکل خمیر درآید.

طرز استفاده:

پوست صورت و گردن و سینه را تمیز نموده و مقداری از این ماسک خمیری شکل را بر روی این نواحی بمالید (از مالیدن آن به دور چشم خودداری کنید).


پس از 30 دقیقه پوست را با آب ولرم بشویید.


مواد موجود در گل سرخ باعث رفع افتادگی پوست شده و به آن طراوت می‌بخشد. به علاوه گل سرخ توانایی برطرف کردن جوش‌ها و سایر اختلالات پوستی را دارد.


در ضمن مواد موجود در عسل باعث ترمیم و تجدید سلول‌های پوستی می‌شود.

ماسک خانگی برای از بین بردن کک و مک

ماسک خانگی برای از بین بردن کک و مک

کک و مک


یادتان باشد که کک‌ومک برگشت پذیر است، بنابراین پس از مداوا نیز باید از پوست صورتتان مراقبت نمایید.

ابتدا پوست صورت را تمیز می‌کنیم و بعد از ماسک‌های زیر استفاده می‌نماییم.

1- صورت خود را با ورقه‌های نازک پوست گوجه‌فرنگی کاملا بپوشانید و بگذارید یک ساعت روی صورتتان بماند و بعد صورت را با آب گرم بشویید. این عمل را روزی دو بار تکرار کنید.

2- آب تمشک یا آلبالو را بگیرید و آن را روی پوست صورت خود بمالید و بگذارید یک ساعت روی صورتتان بماند و بعد صورت را با آب گرم بشویید. این عمل را روزی دو بار تا زمانی ادامه دهید که کک‌ومک شما از بین برود.

کک و مک

* توجه: قبل از استفاده از این ماسک لازم نیست پوست را تمیز کنید. همچنین این ماسک برای درمان خارش مفید بوده و رنگ رخسار را باز می‌کند.

7- مقداری برگ اسفناج تمیز و شسته شده را با کمک چاقو ساتوری کنید تا کاملا ریز و له شود. سپس به آن مقداری روغن زیتون اضافه کنید و مدت 24 ساعت بگذارید بماند. پس از آن مدت 30 دقیقه روی حرارت قرار دهید. بعد آن را صاف کنید. حالا این مایع را روی کک ومک صورت بمالید. بقیه آن را در جایی نگهداری کرده و به تدریج از آن استفاده کنید.

8-میوه موز را له کنید. سپس آن را با مغز تخم خربزه مخلوط کنید. این ماسک را روی کک ومک صورت بمالید و پس از 20 دقیقه صورت را با آب سرد بشویید.

کک و مک

9-ماسک گل سرخ نیز برای رفع کک و مک مفید است. مواد لازم، طرز تهیه و طرز استفاه از این ماسک در قسمت زیر آمده است.

مواد لازم:

غنچه‌ی گل سرخ (تازه یا خشک) 30 گرم

جو پرک آسیاب شده 30 گرم

آب مقطر 70 سی سd

عسل 20 گرم

* توجه: در هر یک از دو روش بالا، اگر قبلا به پوست خود لیموترش تازه نیز بمالید، روش‌های درمانی فوق موثرتر خواهند بود.

3- پیاز گل نرگس را کاملا له کرده و با کمی سرکه مخلوط کنید. این مخلوط را مدت 30 دقیقه روی صورتتان بگذارید.

4- مقداری عسل را روی بخار آب قرار دهید تا حالت روان پیدا کند. بعد به آن مقداری دارچین کوبیده شده که در مقدار اندکی آب حل کرده‌اید، اضافه نمایید (به جای آب بهتر است از سرکه استفاده کنید).

5-تا زمانی که عسل گرم است (طوری که صورت را نسوزاند) این ماسک را به صورت خود بمالید و حدود 40 دقیقه روی پوستتان قرار دهید. بعد صورت را با آب ولرم بشویید.


یکی از اثرات مفید عسل این است که باعث از بین رفتن تمامی لکه‌های موجود در روی پوست صورت می‌شود

6- پوست نارگیل را پس از جدا نمودن از میوه اش بسوزانید و خاکستر حاصل را بر روی کک ومک صورتتان بمالید. اجازه دهید این ماسک خشک، حدود یک ساعت روی صورتتان بماند و پس از آن صورت خود را بشویید.

تعداد صفحات : 25

درباره ما
موضوعات
آمار سایت
  • کل مطالب : 26
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین :
  • تعداد اعضا : 0
  • بازدید امروز :
  • بازدید کننده امروز : 1
  • باردید دیروز :
  • بازدید کننده دیروز : 0
  • گوگل امروز :
  • گوگل دیروز :
  • بازدید هفته :
  • بازدید ماه :
  • بازدید سال :
  • بازدید کلی :
  • <
    پیوندهای روزانه
    آرشیو
    اطلاعات کاربری
    نام کاربری :
    رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • خبر نامه


    معرفی وبلاگ به یک دوست


    ایمیل شما :

    ایمیل دوست شما :



    لینک های ویژه